اخطارهای زیر رخ داد: | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
|
![]() |
به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - نسخهی قابل چاپ +- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir) +-- انجمن: سرگرمی و شنیدنی (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=268) +--- انجمن: دنیای اس ام اس (پیامک) SMS (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=269) +---- انجمن: پند آموز (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=272) +---- موضوع: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی (/showthread.php?tid=6069) صفحهها:
1
2
|
RE: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - sadaf - 2014-08-16 و بلاخره خواهی فهمید که : همیشه یک ذره حقیقت پشت هر " فقط یک شوخی بود " هست . یک کم کنجکاوی، پشت " همین طوری پرسیدم " هست . قدری احساسات پشت " به من چه اصلا " هست . مقداری خرد ، پشت " چه میدونم " هست . و اندکی درد ، پشت " اشکالی نداره " هست . RE: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - mohsen..yazd - 2014-08-19 موفقیت در یک مسیر دقیقآاز نقطه ای شروع میشود که آدمی از فرط خستگی می خواهد برگردد. RE: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - mohsen..yazd - 2014-08-26 ![]() RE: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - sadaf - 2014-08-27 به یه جایی از زندگی که رسیدی ، مشکلی پیش اومد ، سکوت کنی ، میگن ترسو هست و میترسه که ساکته ، اما اگه جواب بدی ، میگن : تا دیروز حرف زدن عادیش رو هم بلد نبود حالا زبون داره بیا وببین . RE: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - mohsen..yazd - 2014-10-02 به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ... به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره. به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی. به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگترین هنر دنیاست. به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه. به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی اگر بتونی دیگری را همونطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه. به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته. به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی كسی كه دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.
RE: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - yalda - 2014-10-03 به یک جایی از زندگی که رسیدی،می فهمی:همیشه یه ذره حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"یه کم کنجکاوی پشت "همین جوری پرسیدم"قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"مقداری خرد پشت "چه بدونم"و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست." RE: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - mohsen..yazd - 2014-12-05 راه رفتن را یاد گرفتیم تا دویدن را بلد شویم دویدن را یاد گرفتیم تاراهی برای زودتر رسیدن بیابیم دویدیم و دویدیم و دویدیم بی آنکه بدانیم سهم ما از زندگی فقط دویدن بود نه رسیدن RE: به یه جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی - Rzh - 2014-12-06 به يه جايي از زندگي که رسيدي مي فهمي که ، لحظه ها زودگذرند ، رفته ها برنميگردند ، خوشي ها کوتاه مدتند و گذر غمها با اينکه طولاني به نظر مي رسد اما طي مي شود و از همه اينها ردي به جا مي ماند به نام خاطره .
|