انجمن بانیان بهبودی
اشعار سهراب سبهری - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (https://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: انجمن شعر و ادبیات (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=148)
+--- انجمن: شعر نو (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=150)
+--- موضوع: اشعار سهراب سبهری (/showthread.php?tid=2523)

صفحه‌ها: 1 2 3 4


RE: اشعار سهراب سبهری - sadaf - 2014-07-08

خواهر کوچکم از من پرسید: پنج وارونه چه معنا دارد؟ ... 
من به او خندیدم, گفت: روی دیوارو درختــــــــان دیدم, 
باز هم خندیدم 

گفت: دیروز خودم دیدم که مهران پسر همسایه 
پنج وارونه به مینو می داد.

آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید,
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: 

بعد ها وقتی سقف کوتاه دلت لرزید

بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد...؟
 
 
 
 
سهراب سپهری



RE: اشعار سهراب سبهری - sadaf - 2014-07-26

[bgcolor=#FFF0F5]دود می خیزد ز خلوتگاه من[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]با درون سوخته دارم سخن[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]کی به پایان می رسد افسانه ام ؟[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]دست از دامان شب برداشتم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تا بیاویزم به[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]گیسوی سحر[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]خویش را از ساحل افکندم در آب[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]لیک از ژرفای دریای بی خبر[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]بر تن دیوارها طرح شکست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]کس دگر رنگی در این سامان ندید[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]چشم می دوزد خیال روز و شب[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]از درون دل به تصویر امید[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تا بدین منزل پا نهادم پای را[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]از درای کاروان بگسسته ام[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]گر چه می سوزم از[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]این آتش به جان[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]لیک بر این سوختن دل بسته ام[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تیرگی پا می کشد از بام ها[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]صبح می خندد به راه شهرمن[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]دود می خیزد هنوز از خلوتم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]با درون سوخته دارم سخن[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]                            (سهراب سپهری)[/bgcolor]
 



RE: اشعار سهراب سبهری - sadaf - 2014-08-09

[تصویر:  0145.jpg][bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]_[/bgcolor]
 
[bgcolor=#FFF0F5]چرا گرفته دلت، مثل آن که تنهایی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]_ چقدر هم تنها![/bgcolor]
 
[bgcolor=#FFF0F5]_ خیال می کنم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]           دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]_ دچار یعنی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]                عاشق.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]_ و فکر کن که چه تنهاست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]   اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد.[/bgcolor]
[تصویر:  24.gif][bgcolor=#FFF0F5]...[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]_ نه وصل ممکن نیست،[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]   همیشه فاصله ای هست.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]برای خوب دل آویز و ترد نیلوفر،[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]همیشه فاصله ای هست.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]   دچار باید بود[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]&nbsx; وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]      حرام خواهد شد.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]و عشق صدای فاصله هاست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]صدای فاصله هایی که[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]                     غرق ابهامند.[/bgcolor]
 
[bgcolor=#FFF0F5]تو برو پیچک من[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]      فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]                 روی پیشانی من چیزی نیست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]                                غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی...[/bgcolor]



RE: اشعار سهراب سبهری - sadaf - 2014-09-14

زندگي ذره کاهيست که کوهش کرديم 
زندگي نام نکويي است که خارش کرديم 
زندگي نيست بجز نم نم باران بهار ، 
زندگي نيست بجز ديدن يار 
زندگي نيست بجز عشق ، 
بجز حرف محبت به کسي ، 
ورنه هر خار و خسي ، 
زندگي کرده بسي ، 
زندگي تجربه تلخ فراوان دارد ، 
دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه ي يک عمر بيابان دارد 
ما چه کرديم و چه خواهيم کرد در اين فرصت کم ؟!!!!
"سهراب سپهري "



RE: اشعار سهراب سبهری - sadaf - 2014-10-03

روزگارم این است دلخوشم با غزلی تکه نانی ابی

جمله کوتاهی یا به شعر نابی

و اگر باز بپرسی گویم دلخوشم با نفسی حبه قندی چایی

صحبت اهل دلی فارغ از همهمه دنیایی

دل خوشی ها کم نیست دیده ها نا بیناست

سهراب سپهری



RE: اشعار سهراب سبهری - sepahrad - 2014-10-14

زيباترين قسم سهراب سپهري: نه تو ميماني و نه اندوه و نه هيچيک از مردم اين آبادي...
به حباب نگران لب يک رود قسم، و به کوتاهي آن لحظه شادي که گذشت،
غصه هم ميگذرد،
آنچناني که فقط خاطره اي خواهدماند..
لحظه ها عريانند.به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز...!!!



RE: اشعار سهراب سبهری - زهرا20 - 2014-10-18

[font]تو کجایی سهراب؟؟؟
آب را گل کردند...چشم ها را بستند و چه با دل کردند...
وای سهراب کجایی آخر...؟
زخم ها بر دل عاشق کردند...
تو کجایی سهراب؟؟؟
... که همین نزدیکی عشق را دار زدند...
همه جا سایه ی دیوار زدند...
ای سهراب کجایی که ببینی حالا دلخوشی مثقالی است...!
دل خوش سیری چند؟
[/font]

 
[font]صبر کن سهراب...!! قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...[/font]



RE: اشعار سهراب سبهری - sadaf - 2014-12-08

[تصویر:  h8c0ngo99teffm6sf8.jpg]



RE: اشعار سهراب سبهری - sadaf - 2014-12-08

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcQs6LDWq8y7NSvQWWQ4xI0...txQB2Th_Wv]


RE: اشعار سهراب سبهری - sadaf - 2014-12-08