![]() |
زندگی - نسخهی قابل چاپ +- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir) +-- انجمن: سرگرمی و شنیدنی (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=268) +--- انجمن: دنیای اس ام اس (پیامک) SMS (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=269) +---- انجمن: پند آموز (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=272) +---- موضوع: زندگی (/showthread.php?tid=1750) |
RE: زندگی - mohammad - 2014-09-04 زندگی آدم های دروغ
زندگی دنیایی است شلوغ زندگی یعنی رسیدن به بهشت زندگی یعنی تقدیر و سرنوشت زندگی یعنی رفتن زیر خاک زندگی یعنی دعاهای پاک زندگی یعنی ماندن در جهان زندگی یعنی کمک به ناتوان زندگی بعد درخت است به چشم حشره زندگی عشق درخت است به چشم پنجره زندگی زیبایی گل شقایق است زندگی گذشتن دقایق است زندگی اسبی است بی سوار زندگی فصلی است بی بهار زندگی انتظار فردا زندگی رویایی از دریا زندگی دیدن هر روز افتاب است زندگی پا نهادن بر خاک است زندگی شوق انسان در کاشت دانه است زندگی رفتن به یک کاشانه است زندگی یاد گرفتن اسرار نهان میباشد زندگی طی کردن راه از میان میباشد گفت امین به راستی زندگی چیست؟! گفتند فکر نکن نمیدانی عاشق کیست RE: زندگی - sepahrad - 2014-09-06 دیروز می توانست پایان زندگی من باشد. پس امروز که زنده ام معجزه ای از جانب خداوند است. در حقیقت دیدن هر روز معجزه ای از جانب اوست. خدایا تو را شاکرم به خاطر امروزم که به من عطا فرمودی. و به تو قول خواهم داد تا امروز را سرشار از زیبایی سازم.
و آن را آنگونه که تو دوست داری بسازم..
RE: زندگی - sepahrad - 2014-09-07 زندگی یک چالش نو است. وقتی ما از طریق خاطرات گذشته با این چالش نو برخورد می کنیم رابطه نامتناسب است؛ زیرا چالش نو است، ولی پاسخ به آن کهنه است.
RE: زندگی - mohsen..yazd - 2014-09-12 الفبای فارسی تا الفبای زندگی الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها ج: جسارت برای ادامه زیستن چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه ح: حق شناسی برای تزکیه نفس خ: خودداری برای تمرین استقامت د: دور اندیشی برای تحول تاریخ ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل ر: رضایت مندی برای احساس شعف ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها س: سخاوت برای گشایش کارها ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج ص: صداقت برای بقای دوستی ض: ضمانت برای پایبندی به عهد ط: طاقت برای تحمل شکست ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها غ: غیرت برای بقای انسانیت ف: فداکاری برای قلب های دردمند ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امیدها م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها ی: یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک RE: زندگی - yalda - 2014-09-13 کاش اول سبک زندگیمان را انتخاب کنیم و سپس شریک زندگیمان را.در مسیر معکوس.همواره زندگی یکی در گرو دیگری است... RE: زندگی - mohammad - 2014-09-15 جنگ و نبرد زندگانی باعث پایداری و قوت شما خواهد شد.. آندره موروا RE: زندگی - mohammad - 2014-10-08 زندگي در بردگي شرمندگي است معنــي آزاد بودن زندگــي است ســر كه خـــم گردد به پاي ديگــران بر تن مــــردان بــود بــار گــران بندة حق در جهـــان آزاده اســت مســت وي فارغ زجام و باده است RE: زندگی - mohammad - 2014-10-12 زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم !!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را RE: زندگی - sepahrad - 2014-10-18 یک زندگی ارزشمند بودن به معنای ثروتمندبودن، مشهوربودن، تحصیلات عالی داشتن، بی نقص بودن نیست، بلکه یعنی واقعی بودن ، فروتن بودن، تقسیم کردن خودمان و لمس زندگی دیگران...فقط در این هنگام است که میتوانیم یک زندگی کامل، شاد و رضایتبخش داشته باشیم سلام ، هفته اي سرشاراز بركات الهي داشته باشيد
RE: زندگی - mohsen..yazd - 2014-12-05 طی شد این عمر، تو دانی به چه سان؟ پوچ و بس تند چونان باد دمان همه تقصیر من است، خودم میدانم... که نکردم فکری ... وتامل ننمودم روزی، ساعتی یا آنی،که چه سان می گذرد عمر گران؟کودکی رفت به بازی، به فراغت، به نشاط... فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات همه گفتند کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست!!! بایدش نالیـــدن!! من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن؟ هیچکس نیز نگفت: زندگی چیست؟ چرا می آییم؟ بعد از این چند صباح،به کجا باید رفت؟ با کدامین توشه، به سفر باید رفت؟ من نپرسیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت... یک نفربانگ برآورد که او از هم اکنون باید،فکر فردا بکند دیگری آوا داد که چو فردا بشود،فکر فردا بکند سومی گفت:همانگونه که دیروزش رفت ... بگذرد امروزش،همچنین فردایش باهمه این احوال، من نپرسیدم هیچ که چه سان دی بگذشت؟ آن همه قدرت و نیروی عظیم به چه ره مصرف گشت؟ نه تفکر،نه تعمق ونه اندیشه دمی عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی... چه توانی که زکف دادم ... نوجوانی سپری گشت به بازی، به فراغت ،به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات بعد از آن باز نفهمیدم من که چه سان عمر گذشت؟ لیک گفتند همه که جوانست هنوز بگذارید جوانی بکند،بهره از عمر برد ، کامروایی بکند بگذارید که خوش باشد و مست بعداز این باز ورا عمری هست...قدرت عهد شباب، می توانست مرا تا به خدا پیش برد لیک بیهوده تلف گشت جوانی ، هیهاتآن کسانی که نمی دانستند “زندگی یعنی چه؟“رهنمایم بودند عمرشان طی شده بی ارزش و بیهوده و کار و مرا می گفتند که چو آنها باشم که چو آنها دائم،فکر خوردن باشم فـکرتامین معاش، فکر ثروت باشم کس مرا هیچ نگفت زندگانی کردن فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیستو صد افسوس که چون عمر گذ شـت ، معنی اش می فهمم من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت... حال می پندارم هدف از زیستن این است رفیقمن شدم خلق که با عزمی جزم پای از بند هواها گسلم پای در راه حقائق بنهم با دلی آسوده فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل مملو از عشق و جوانمردی و علم در ره کشف حقائق کوشم زره جنگ برای بدو ناحق پوشم ره حق پویم و حق گویم و بس... حق گویم آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم شمع راه دگران گردم و با شعله خویش ره نمایم به همه گر چه سراپا سوزممن شـــدم خلق که مثمرباشم... نه چنین زائد و بی جوش و خروش عمر برباد و به حسرت خاموشای صد افسوس که چون عمر گذشت... معنی اش فهمیدم... |