![]() |
|
فریدون مشیری - نسخهی قابل چاپ +- انجمن بانیان بهبودی (https://forum.banianbehboodi.ir) +-- انجمن: انجمن شعر و ادبیات (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=148) +--- انجمن: شعر نو (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=150) +--- موضوع: فریدون مشیری (/showthread.php?tid=3003) |
RE: فریدون مشیری - sadaf - 2015-01-20 من سکوت خویش را گم کرده ام لاجرم در این هیاهو گم شدم من که خود افسانه می پرداختم عاقبت افسانه مردم شدم ای سکوت ! ای مادر فریاد ها ! ساز جانم از تو پر آوازه بود تا در آغوش تو راهی داشتم چون شراب کهنه ، شعرم تازه بود در پناهت برگ و بار من شکفت تو مرا بردی به شهر یاد ها من ندیدم خوش تر از جادوی تو ای سکوت ، ای مادر فریاد ها !!! گم شدم در این هیاهو ، گم شدم تو کجایی که بگیری داد من؟! گر سکوت خویش را میداشتم زندگی پر بود از فریاد من نقلقول: RE: فریدون مشیری - sadaf - 2015-01-22 [bgcolor=#FFF0F5]آن لحظه ها که مات ...[/bgcolor] [bgcolor=#FFF0F5]در انزوای خویش ...[/bgcolor] [bgcolor=#FFF0F5]یا در میان جمع ،[/bgcolor] [bgcolor=#FFF0F5]خاموش می نشینم ؛[/bgcolor] [bgcolor=#FFF0F5]موسیقی نگاه ِ تو را گوش می کنم ![/bgcolor]
RE: فریدون مشیری - tannaz2015 - 2016-02-03 ﻣﺮارازﯾﺴﺖ اﻧﺪر دل ﺑﻪ ﺧﻮن دﯾﺪه ﭘﺮورده وﻟﯿﮑﻦﺑﺎ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﻢ راز ﭼﻮن ﻣﺤﺮم ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻢ ﻗﻨﺎﻋت ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺎ درد ﭼﻮن درﻣﺎن نمی یابم ﺗﺤﻤﻞﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺎ زﺧﻢ ﭼﻮن ﻣﺮﻫﻢ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨم #سعدی برنامه نویسی تحت وب |