انجمن بانیان بهبودی
قضاوت کردن - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: سرگرمی و شنیدنی (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=268)
+--- انجمن: دنیای اس ام اس (پیامک) SMS (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=269)
+---- انجمن: پند آموز (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=272)
+---- موضوع: قضاوت کردن (/showthread.php?tid=5704)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7


RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-04-27

 زن و مرد جواني به محله جديدي اسبا‌ب‌کشي کردند.

 
روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسايه‌اش درحال آويزان کردن رخت‌هاي شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تميز نيست. انگار نمي‌داند چطور لباس بشويد. احتمالا بايد پودر لباس‌شويي بهتري بخرد.


 همسرش نگاهي کرد اما چيزي نگفت.

 هربار که زن همسايه لباس‌هاي شسته‌اش را براي خشک شدن آويزان مي‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار مي‌کرد تا اينکه حدود يک ماه بعد، روزي از ديدن لباس‌هاي تميز روي بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:”ياد گرفته چطور لباس بشويد. مانده‌ام که چه کسي درست لباس شستن را يادش داده..”


 مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجره‌هايمان را تميز کردم!



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-04-27

 [تصویر:  thumb_HM-2013589351551004061408009198.6726.jpg]



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-05-03

 
[تصویر:  tasvir-18.jpg]



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-05-03

 
[تصویر:  tasvir-23.jpg]



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-06-21

قضاوت در مورد اشتباهات دیگران از ما فرد بهتری نخواهد ساخت.....



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-06-22

اگر توانستی تا آخر گوش دادن "قضاوت" نکنی...
گوش دادن را یاد گرفته ای..
.



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-06-22

قضاوت


ژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلیهای خالی در کوپه روبروی خانمی جوان و زیبا و مادر بزرگش بود. ژنرال و ستوان روبروی ان خانمها نشستند. قطار راه افتاد و وارد تونلی شد. حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در ان لحظات سکوت کسانی که در کوپه بودند 2 چیز شنیدند..صدای بوسه و سیلی! هر یک از افرادی که در کوپه بودند از اتفاقی که افتاده بود تعبیر خودش را داشت خانم جوان در دل گفت از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادر بزرگم او را کتک زد خیلی خجالت کشیدم. مادر بزرگ به خود گفت از اینکه ان جوانک نوه ام را بوسید کفرم در امد اما افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن را داشت. ژنرال انجا نشسته بود و فکر کرد ستوان جسارت زیادی نشان داد که ان دختر را بوسید اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم؟ ستوان تنها کسی بود که میدانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در ان لحظات تاریکی او فرصت را غنیمت شمرده که دختر زیبا را ببوسد و به ژنرال سیلی بزند!
زندگی کوپه قطاری است و ما انسانها مسافران ان. هر کدام از ما انچه را می بینیم و می شنویم بر اساس پیش فرضها و حدسیات و اعتقادات خود ارزیابی و معنی میکنیم. غافل از اینکه ممکن است برداشت ما از واقعیت منطبق بر ان نباشد! ما میگوییم حقیقت را دوست داریم اما اغلب چیزهایی را که دوست داریم حقیقت می نامیم



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-06-23

زماني كه شما گناهكار هستيد، دوست‌تان بايد كنارتان باشد؛ چرا كه هرگاه حق با شماست، همه در كنارتان هستند.((مارك تواين))



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-06-23

هر وقت خواستيد درباره ي راه رفتن ديگري قضاوت كنيد، كمي با كفشهاي او راه برويد.((لئو نيكولايويچ تولستوي))



RE: قضاوت کردن - Atlas - 2015-06-23

در پايان زندگي، از روي تعداد مدرك هايي كه گرفته ايم، ميزان مالي كه اندوخته ايم و كار هاي بزرگي كه به انجام رسانده ايم، در باره ي ما داوري نخواهد شد، بلكه از ما خواهند پرسيد: آيا گرسنه اي را سير كردي؛ برهنه اي را لباس پوشاندي و بي خانه اي را پناه بخشيدي؟ گرسنه ي نه فقط لقمه نان كه گرسنه ي عشق، برهنه ي نه فقط از تن پوش كه برهنه ي از عزت و احترام انساني و بي خانه اي نه فقط از خشت و گل كه بي خانمان به سبب طرد و رانده شدن.((مادر ترزا))