اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/class_error.php 157 errorHandler->error
[PHP] errorHandler->error_callback
/inc/plugins/mybbirckeditor.php 1044 preg_replace
/inc/class_plugins.php 142 mybbirckeditor_parser
/inc/class_parser.php 244 pluginSystem->run_hooks
/printthread.php 203 postParser->parse_message
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/class_error.php 157 errorHandler->error
[PHP] errorHandler->error_callback
/inc/plugins/mybbirckeditor.php 1044 preg_replace
/inc/class_plugins.php 142 mybbirckeditor_parser
/inc/class_parser.php 244 pluginSystem->run_hooks
/printthread.php 203 postParser->parse_message



انجمن بانیان بهبودی
23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: انجمن عادتی ها (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=360)
+--- انجمن: سه قدم برای ترک عادت های نا سالم (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=364)
+---- انجمن: قدم دوم عادتی ها (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=366)
+----- انجمن: مرحله اول سوالات قدم دوم (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=369)
+----- موضوع: 23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟ (/showthread.php?tid=2750)



23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟ - mehdiast - 2013-12-07

23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟



RE: 23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟ - شاپور الف - 2013-12-13

من در موقعیت های ترسناک و از جنگ و دعوا گریزان هستم و اگر در شرایطش قرار بگیرم اختیار و کنترل خودم را به راحتی از دست میدهم. من از همان دوران کودکی با کودکانی دوست میشدم که با من همسان بودند اما اهمیتی به سن و سال و جنسیت نمیدادم. هرچند با دختران خیلی راحت بودم چون زیاد اهل جنگ و دعوا نبودند. اما پسر بچه ها هم با من لجاجت میکردند چون من قصد کنترل کردنشان را داشتم و آنها مقاومت میکردند و امکان نداشت که در روز چندین درگیری و دعوا راه نیاندازم . من در فوتبال محلمان زوری عضو میشدم و تخصصم لگد به ساق بازیکنان حریف بود. اگر کسی دروغ میگفت موتور دروغ من هم راه میافتاد با اولین قضاوت و غیبت کردن من هم گازش را میگرفتم. دوران کودکیم بسیار فقیر بودیم حتی قدرت خرید نان را هم نداشتیم و من برای تهیه نان دست به دزدی و زورگیری میکردم من در هر شرایطی تحت تأثیر و جوگیر می شدم و به سختی میشد جلویم را گرفت . فکرم فقط تهیه پول و جفت و جورکردن شکم خواهران و برادرم و در نهایت پدرم هم اضافه شد. آنها هیچوقت از من نپرسیدند که این پولها را با این سن و سال از کجا آورده ای ......