اخطارهای زیر رخ داد: | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
|
![]() |
6) آیا من احساس کرده ام که می بایست یک رابطه داشته باشم تا درباره خودم احساس خوبی داش - نسخهی قابل چاپ +- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir) +-- انجمن: انجمن معتادان جنسی گمنام SA (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=6) +--- انجمن: دوازده گام انجمن معتادان جنسی گمنام (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=134) +---- انجمن: گام اول (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=136) +---- موضوع: 6) آیا من احساس کرده ام که می بایست یک رابطه داشته باشم تا درباره خودم احساس خوبی داش (/showthread.php?tid=5261) |
6) آیا من احساس کرده ام که می بایست یک رابطه داشته باشم تا درباره خودم احساس خوبی داش - mehdiast - 2014-02-27 6) آیا من احساس کرده ام که می بایست یک رابطه داشته باشم تا درباره خودم احساس خوبی داشته باشم؟ . RE: 6) آیا من احساس کرده ام که می بایست یک رابطه داشته باشم تا درباره خودم احساس خوبی داش - ARSAM - 2015-01-14 در بسیاری از ما این بخش عمده ای از خوراک رسانی به اعتیادمان بود که کمبودهای درونمان را میخواستیم از وجود دیگران برداریم و حضور یک دوست و همبازی (حتی برای ساعاتی کوتاه و موقت) را مُسَـکن و درمان موقت دردهایمان کنیم. وقتی نگاهی به روابط جنسی و عاطفی خود میکنیم میبینیم که از خلوت و بودن با خودم فرار میکردم و به روباطی پناه میبردم که حقیقتا به مخرب بودن آن اعتقاد داشتم. اما ترس از تنهایی و احساسهای افسردگی و گم شدن در انزوا مرا وادار میکرد به هرکسی که بتوانم آویزان باشم و بچسبم. حس تلخ سربار بودن، محتاج یک رابطه بودن (هرچقدر کوتاه)، پناه به درمانهایی که خود آن درمانها درد بودند. چقدر دوران تاریکی بود دوران پیش از این بیداری و نجات.
|