اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/class_error.php 157 errorHandler->error
[PHP] errorHandler->error_callback
/inc/plugins/mybbirckeditor.php 1044 preg_replace
/inc/class_plugins.php 142 mybbirckeditor_parser
/inc/class_parser.php 244 pluginSystem->run_hooks
/printthread.php 203 postParser->parse_message
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/class_error.php 157 errorHandler->error
[PHP] errorHandler->error_callback
/inc/plugins/mybbirckeditor.php 1044 preg_replace
/inc/class_plugins.php 142 mybbirckeditor_parser
/inc/class_parser.php 244 pluginSystem->run_hooks
/printthread.php 203 postParser->parse_message



انجمن بانیان بهبودی
56- آيا احساسات واقعي خودتان را مي‌شناسيد و به آنها احترام میگذارید، يا فقط راجع به آ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: انجمن قماربازان گمنام (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=538)
+--- انجمن: سه قدم برای رهایی از شرط بندی و قمار (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=540)
+---- انجمن: قدم اول قماربازان (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=541)
+----- انجمن: سری ب سوالات قدم اول قماربازان (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=549)
+----- موضوع: 56- آيا احساسات واقعي خودتان را مي‌شناسيد و به آنها احترام میگذارید، يا فقط راجع به آ (/showthread.php?tid=5509)



56- آيا احساسات واقعي خودتان را مي‌شناسيد و به آنها احترام میگذارید، يا فقط راجع به آ - mehdiast - 2014-04-03







56- آيا احساسات واقعي خودتان را مي‌شناسيد و به آنها احترام میگذارید، يا فقط راجع به آنها حرف مي‌زنيد؟





.



RE: 56- آيا احساسات واقعي خودتان را مي‌شناسيد و به آنها احترام میگذارید، يا فقط راجع به آ - شاپور الف - 2014-04-08

نه من از احساسات خودم آگاهی نداشتم و در واقع عقل بیمار و احساسات سرکوب و تحقیر شده ام را شناسایی نکرده بودم و بیشتر اوقات قاطی میکردم و به جای احساس از فکرم میگفتم و به جای فکرم از احساسم میگفتم و چون فکرم از پایه ترس آبیاری میشد و احساسم را هم نمی شناختم در واقع نمی دانستم چکار کنم و چه حرفی بزنم و تازه بعداز امدن به برنامه با کارکرد اصول خودیاری و با کمک راهنمای عزیزم من تازه فرق بین احساس و فکر را فهمیدم و متوجه شدم من از قاطی کردن فکر ترسویم و احساسات جابجا چه لطماتی در زندگیم خوردم و چه زحمتی را متحمل شوم که بتوانم فرق بین احساس و تفکر را متوجه شوم و آنها را از هم تفکیک کنم.