![]() |
||
ایل بختیاری - نسخهی قابل چاپ +- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir) +-- انجمن: انجمن داستان نویسی (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=249) +--- انجمن: داستان های تاریخی (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=292) +---- انجمن: تاریخ ایران (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=293) +---- موضوع: ایل بختیاری (/showthread.php?tid=6092) |
||
ایل بختیاری - MOZHGAN - 2014-08-23
RE: ایل بختیاری - MOZHGAN - 2014-08-23 اسامی طوایف و شعب ایل بختیاری ![]() 1-دورکی 2- دینارونی 3- بابادی 4-بختیاروند دورکی 7طایفه است 1- زراسیوند 2- اسیوند 3- موری 4- قندعلی 5- بابااحمدی 6- عرب 7 – آسترکی 1-1-زراسیوند سهی – سزار – نورآباد سهی ایهاوند- کورکور سزارو و نورآباد شعبی ندارد ایهاوند احمد خسروی –توشمال - عمله جات – چقاخورنشین –ایها- الاسوند- سهو-میر-زنبور کورکور خدرسرخ – خدری- گرگه- باپیر- سیف الدین وند 1-2-اسیوند بردین – پل – خواجه – گاودوش-سهماروند 1-3- موری بابایی- علی جان وند- بٌوری – بَوری 1-4- قندعلی خلیل وند- ورناصری – صالح باوری 1-5- بابااحمدی کشکی – سراج الدین – درویش آدینه1-6- عرب کنگرپر- اولاد علی بیگ 1-7- آستریکی چاربری – گاییوند دینارونی چهار طایفه دارد 1- اورک 2- طوایفی که در مال امیر هستند 3- بابادی4-بختیاروند 2-1- اورک موزرمویی – خواجه – زنگی – غلام – کشی خالی – اولاد حاجی علی – غریبی – جلالی – ممسنی – چهار بینی چه 2-2- طوایفی که در مال میر (سوسن) هستند نوروزی – بویری- سرقلی – لجمیر اورک – گورویی- شیخ عالی وند- شالومال – امیری – کورکور- عالی محمودی – علی محمد خانی – عالی محمودی علی مردان خانی – بندونی – شالو 2-3- بابادی عالی انور – عکاشه – راکی – کله – ململی - عالی انور نفی عبدالله – عالی ور- آرپنایی – میر قاید- رهزا عکاشه مراد- عالونی – چوی – شهرویی – کلامویی – کله سن – سله چین راکی کلاوند- قاسم وند- ارزویی وند- مد ملیل کله گله – پبدنی – احمد محمدی ململی سله چین – کوراوند- لیموچی – حلوایی – شهنی – نصیر – گمار2-4- بختیاروند بختیاروند- عالی جمال – جانکی سردسیر بختیاروند منجزی – علاءالدین وند- بلیوند- وه ناشی – استکی – سرو- لروزیی – مشهدی مرداسی عالی جمالی یردی- برام عالی جانکی سردسیر جلیلی – معموری – ریگی – بارزی – بروبرو- هلوسعد- شیاسی – سوتک – بوگر ________________________________________ چهار لنگ بختیاری مشتمل بر 5 طایفه بزرگ است 1- محمد صالح 2- کنرسی 3- موکویی 4- زلقی 5- ممی وند 1- محمود صالح به 8 تیره تقسیم می شود 1- اورش 2- مم جلالی 3- کاقلی 4- عادکار 5- ال داود 6- قلی 7- آردپنایی 8- ممزایی 8-1 ممزایی به 16 شعبه تقسیم می شود 1- خلیل 2 تساروند 3- دویروند – 4- فرخ وند 5- جمال وند 6- خون باوا 7- چهار بره 8- دریالایی 9- بدرقه 10- گورویی 11- موزرمینی 12- اورک 13- بادا 14- هارونی 15- گشول 16- دودنگه 2- کنرسی به 24 تیره تقسیم می شود 1- محمد جعفری 2- پاپا جعفری 3- عالی جعفری 4- غریب وند 5- هر کل 6- گشتیل 7- سندلی 8- ایش گشاس 9- گریجه 10- سیلان 11- جانکی گرمسیر 12- پوستین بکول 13- اسفرین 14- بوربورون 15- ورمحمید 16- استکی 17- عاشوروند 18- عالی وند 19- برون 20- تمبی 21- شیخ 22- سهونی 23- زنگنه 24- گل گیری2-11 جانکی به شش شعبه تقسیم می شود 1- مکوند 2- زنگنه 3- کردزنگنه 4- بلواسی 5- آل خورشید 6- ممبینی2-22 سهونی به شش شعبه می شود 1- باورساد 2- حموله 3- کهیش 4- مترک 5- سنگی 6- ساد3- موکویی به 6 تیره تقسیم می شود 1- شیخ سعید 2- پیرگویی 3- خوی گویی 4- دیویسی 5- شیاس 6- مهدور 4- زلقی به چهار تیره تقسیم می شود 1- دوغ زنی 2- جاوند 3- میمون جایی 4- سادات احمدی 5- ممی وند به پنج تیره تقسیم می شود 1- بسحاق 2- پولاد وند 3- عبدال وند 4- حاجی وند 5- عیسی وند 5-1 بسحاق به 11 شعبه تقسیم می شود 1- بری 2- گرگیوند 3- جلیل وند 4- خانه قاید شهر وسوند 5- ملک محمودی 6- آدینه وند 7- شهر وسوند 8- خانه صلاتین 9- میزه وند 10 – اتابک 11- صوفی 5-2 پولادوند به 5 شعبه تقسیم می شود 1- هیودی 2- سالاروند 3- خانه جمالی 4- خانه قاید 5- گراوند 5-3 عبدال وند به 8 شعبه تقسیم می شود 1- گوشاردی 2- بیران وند 3- درویش 4- زرین چقایی 5- تونی 6- ماهرودی 7- ده قاضی 8- چکان5-4 حاجی وند به چهار شعبه تقسیم می شود 1- غالبی 2- زیدقاید 3- هیل هیل 4- الیاسی 5-5 عیسی وند به هفت شعبه تقسیم می شود 1- خانه قاید 2- گیرویی 3- ورکی 4- زیبایی 5- اواوی 6- گورویی 7- جعفر وند RE: ایل بختیاری - MOZHGAN - 2014-08-23 آداب شكار جوانان بختیاری سالهاست كه در بین بختیاری ها رسم شكار وجود دارد و هنوز هم پس از گذر سالیان سال به اجرا در می آید. در ایل بختیاری رسم بر این است كه جوانان برومند بختیاریها كه به سن ازدواج رسیده اند قبل از عروسی، برای تهیه گوشت مورد نیاز جهت غذای مراسم شادی به شكار می روند. بر طبق این سنت قدیمی مادر جوان آماده شكار مشغول تهیه نان سنتی می شود، خواهران و دختركان بختیاری مشك می زنند تا جوان شكارچی دوغ تازه و كره محلی را همراه خود ببرد در این بین نامزد جوان شكارچی هم بیكار نمی ماند و مشغول دوختن لباس شكار می شود. در بختیاریها روز شكار، به كمر جوان شكارچی شال شكار می بندند كه معمولاً توسط برادر بزرگتر، دائی یا پدر انجام می شود. جوان باید به كوه كلار برود و بزكل شكار كند بزكل، بز یكشاخی است كه بسیار چالاك و تیز می باشد و شكار آن بسیار سخت است، شكار بز كل افتخار بختیاری ها و دلیل بر شجاعت، رشادت و دلیری آنهاست. جوان توسط افراد فامیل و خویشان بدرقه می شود و راهی شكار می گردد. بعد از چند روز كه پیروزمندانه به ایل بازگشت مراسم عقد و ازدواج جوان صورت می گیرد و گوشت شكار جهت تهیه غذای عروسی استفاده می شود. رسم شكار سنتی قدیمی است كه ریشه در آداب اصیل بختیاری داردو بسیار دیدنی است. آداب سوگواری بختیاری ها از آنجا كه مردم بختیاری ذاتاً مردمی مهربان و غمخوار هستند به محض از دست دادن عزیزی ار اقوام، برای دلداری و تسلی خاطر بازماندگان به خانه آنها می روند و با تمام وجود به همدردی و عزاداری می پردازند- بر طبق سنتی قدیمی پیرزنان بختیاری در غم از دست دادن جوانان ترانه ای غم انگیز و سوزناك را به زبان شیرین بختیاری زمزمه می كنند و بقیه زنان هم او را همراهی می نمایند این آواز غم انگیز به نام «گاگریو» معروف كه نوای حزن انگیز آن به همراه ساز چپ خبر از روزی غم انگیز دارد. رسم است كه اقوام هم در پرداخت هزینه های مراسم سوم – هفته و چهلم به بازماندگان كمك مالی كرده و تا جائیكه در توان دارند به بازماندگان یاری می رسانند. اگر به سرزمین بختیاری سفر كرده باشید حتماً شیرهای سنگی را بر مزار آنها دیده اید كه بازهم بر طبق آدابی قدیمی بر سر خاك مردان دلیر بختیاری به نشانه دلاوری آنها شیر سنگی را نصب می كنند كه به نام «بردشیر» معروف می باشد. آداب مخصوص مردان بختیاری در پوشش سالهاست كه مردان بختیاری از چوقا كه گاهی هم چوخا نامیده می شود استفاده می كنند كه نوعی عبای دهقانی است و زنان بختیاری با سلیقه خاصی آنرا از پشم سفید طبیعی می بافند و در بافت آن از خطوط عمدی آبی تیره یا مشكی استفاده می كنند، یك قرن پیش یكی از خوانین بختیاری چوقا را به میان مردم بختیاری آورد كه پیرزنی از توابع لرستان به او هدیه داده بود و پس از آن پوشیدن چوقا در بین مردمان بختیاری متداول شد. مادة اولیه چوقا پشم است كه زنان بختیاری آن را به گونه ای نازك و ظریف می ریسند و روی دستگاههای ساده بافت، نواری با عرض حدود 50 تا70 سانتیمتر و طول 5/2 متر می بافند كه این نوار از دو قسمت مساوی و متفاوت تشكیل می شود. قسمت بالا را «تهده نشقه» و قسمت پایین آنرا «تهده ساده» می نامند. بلندی چوقا حدوداً تا سر زانو می رسد و جلوی آن كاملاً باز است در حال حاضر بهترین نوع چوقا توسط زنان طایفة «كیارسی» بافته می شود. بافت یك چوقا حدود 20 تا30 روز طول می كشد. شلوار دبیت هم از دیگر اجزا لباسهای محلی مردان بختیاری است شلواری بسیار گشاد از جنس دبیت سیاه رنگ كه در دوخت آن5/2 متر پارچه استفاده می شودو خیاطان محلی آنرا به صورت كیسه ای دولنگه می دوزند كه در بالای آن سه راه كش دارد و 3متر كش را درآن می كنند. شال مردان بختیاری به اندازه 8متر از پارچه چلواری سفید است كه به صورت شال در آورده و دور كمر می پیچانند و گره های ریزی برای نمای آن از سر خود همان پارچه درست می كنند. كلاه نمدی هم یكی دیگر از اجزای لباس محلی مردان بختیاری است همینطور گیوه ملكی كه برای پوشش پاها مورد استفاده قرار می دهند. و اما زنان پر تلاش بختیاری هم از لباسهای محلی زیبایی استفاده می كنند، كه از بهترین پارچه ها دوخته می شوند برای دوخت پیراهن زنان بختیاری 4متر پارچه استفاده می شود كه به صورت مدل چاك دار آنرا می دوزند كه از دو قسمت كمر چاك دارد و پایین آن به صورت كلوشی است. شلوار زنان بختیاری به قدری چین دار د گشاد است كه مثل دامنی به چشم می خورد در دوخت این شلوار 10 متر پارچه استفاده می شود از دیگر لباسهای محلی می توانیم به می نا و لچك و جلیقه و كلجه كه به صورت كت است و از بهترین و از بهترین مخملها درست می شود اشاره كنیم. ایزابلا بیشوت سفرنامه نویس اروپایی در خصوص آداب لباس پوشیدن بختیاریها در كتاب از بیستون تا زردكوه بختیاری می نویسد: «معمولاً مردان بختیاری از نوعی پارچه زیركتانی پیرهن می پوشند و از یك پارچه مشكی رنگ شلوار به پا می كنند كه هر پارچه شلوار تقریباً دویاردو بلندی آن تا روی گیوه می رسد. آنان یك عبای قدی هم روی لباس خود می پوشند كه كه به زبان محلی چوخا نام دارد همه بختیاریها یك نوع كلاه غدی به سر می گذاردند كه رنگ آن یا قهوه ای – مشكی و گاهی شیری می باشد.» آداب عقد و ازدواج در بختیاری به طور كلی ازدواج در قوم بختیاری رسومی دارد یا به صورت ناف بران كه دختر و پسر را از همان كودكی برای هم نامبر می كنند و وقتی به سن ازدواج رسیدند رسم و رسوم نامزدی و عقد را به جا می آورند كه امروزه آداب ناف بران كم رنگ شده، امروزه بستگان داماد برای نامزدی به خانه عروس می روند و رسماً مراسم خواستگاری انجام می شود و مادر داماد روسری زیبایی روی سر عروس خانم می كند كه مانند همان انگشتری نامزدیست و نشانه نامزدی آنان است. خانواده عروس هم نبات و شیرینی را به معنی قبول پیشنهاد به اقوام داماد می دهند، یكی از رسوم قدیمی بختیاریها هنگام ازدواج این است كه دختران نامزد شده شروع به بافتن قالیچه می كنند تاهنگام عروسی همراه خود به خانه داماد ببرند، نوع قالیچه، كیفیت و زیبایی آن حكایت از هنرمندی عروس خانم دارد برای همین دختركان بختیاری سعی می كنند این قالیچه را در نهایت زیباییو خوب ببافند. یكی دیگر از آداب كهن ازدواج در بختیاری مربوط به شب عروسی است كه اقوام و بستگان داماد پس از صرف شام به خانه عروس خانم می روند و در حین اینكه آئینه و شمعدان آنها به دستان اقوام عروس خانم را با شور و نشاط و هلهله راهی خانه داماد می كنند كه در بیشتر روستاهای بختیاری عروس را سوار بر اسب می كردند و بقیه پیاده به طرف خانه راه می افتادند.در مراسم ازدواج بختیاری ها صدای ساز و دهل- رقص محلی و تركه بازی- خواندن ترانه های شاد آهای گل و دوال آل هم از دیگر آداب اصیل این مراسم است، یكی دیگر از آداب اصیل كه هنوز هم در بعضی دهات بختیاری انجام می شود اینست كه و قتی عروس را به خانه داماد می برند اطرافیان به طور شوخی دستبردی به اثاثیه منزل عروس یا داماد می زنند كه دقت و هوش اقوام طرف مقابل را امتحان می كنند مثلاً وقتی اقوام داماد به دنبال عروس خانم می روند یكی از زنان بستگان داماد لیوان یا سینی و یا گلدانی را از خانه عروس خانم دستبرد می زند، اگر اقوام عروس خانم متوجه نشوند آن شی را با خود می برند و فردای آن روز به خانه عروس می فرستند وقتی عروس به درخانه داماد رسید – آتش بزرگی را فراهم می كنند و عرو.س خانم را چندبار به دور آتش می چرخانند و سپس خونریزی می كنند و سر میش یا بره ای را می برند. اما فردای شب عروسی مراسم پشت پرده یا پاتختی اجرا می شود به این صورت كه مادر عروس ظرفی از برشتوك و غذاهای تزئین شده و خلعتی را برای عروس و داماد به خانه داماد می فرستند كه همراه این هدایا چند نفر از بستگان عروس هم به خانه عروس و داماد می روند.
RE: ایل بختیاری - mohammad - 2014-08-23 داراب افسر بختیاری از جمله شاعرانی است که در سرودن اشعار به زبان فارسی و گویش لری بختیاری بقدری متبحر و استادانه عمل نموده که ملک شعرای بهار را وادار به اذعان این حقیقت نمود که :« کاری که فردوسی در زبان فارسی کرد افسر در زبان بختیاری انجام دادهاست» . سروده بیش از 250 بیتی همیلای داراب بدون شک پس از «خدائیه» و « عمرویه » از شاهکارهای ماندگار زنده یاد داراب در زبان و ادب پارسی است که همزمان با نمایاندن سه ویژگی بارزش برای مخاطب (۱- طراوت و تازگی ان پس از گذشت ۵۷ سال ۲- رعایت و الگودهی قواعد شعر و ادب پارسی ۳-مهارت و تسلط سراینده به هر دو زبان فارسی و گویش لری بختیاری) چالش و مباهله ادبی افسر را چهار دهه پس از وفات وی همچنان بدون رقیب نگاه داشته است و خواهد داشت . داراب افسر بختیاری در تاریخ ۱۲۷۹ در چغاخور بختیاری متولد شد. پدر وی اصلان احمد خسروی از بزرگان طایفه احمد خسروی (هفت لنگ بختیاری) و مادرش بی بی گوهر دختر حسینقلی خان ایلخانی میباشد. داراب افسر از سن سی سالگی شروع به سرودن شعر نمود و آنچنان در سرودن اشعار بختیاری به شیوائی و استواری اهتمام نمود که اینک فرهیختگان دیار بختیاری او را پدر شعر بختیاری مینامند . داراب افسر دوبار ازدواج کرد که حاصل آن پنچ فرزند می باشد.همسراول وی دخترعمویش بی بی فاطمه و همسر دومش عطیه خضوعی دختر موسیقیدان معروف اصفهانی میرزا حسین ساعت ساز بود. داراب افسر در سال 1337 شمسی به علت سکته ، نیمی از بدنش فلج و خانه نشین گردیدو همسر نازنینش از او پرستاری می کرد. در وصف حال خود می سراید:
من کیستم به غیر ز پا افتاده ای........ بیچاره ای ضعیف و دل از دست داده ای در کشتی شکسته هجران نشسته ای........ در بحر بیکرانه محنت فتاده ای با پای لنگ راه به منزل چسان برم ........ با شهسوار حسن نپاید پیاده ای افسر اگر که روز سپیدت سیاه شد.......... بود عجب از آن که سیه بخت زاده ای داراب افسر در یکی از روزهای پاییز سال1350 شمسی در اصفهان چشم از جهان فرو بست و در تخت فولاد اصفهان ، تکیه میر بخاک سپرده شد، در حالی که بدرستی سروده بود: RE: ایل بختیاری - mohammad - 2014-08-23 (مناظره پسر لر و دختر فارس)
پسر: ای وای یوکینه که منی حوربهشته ئی دهدره کینه که چنو حور سرشته تیها پلی و پاک همه دلهان برشته حکمی ز پی قتل همه خلق نوشته پاهاس اگوی شاخ بلور منه ظرفن دستاس منی غنچه کلوس دم برفن دختر: ای وای پس این کیست ز ما وصف نماید با لهجه شیرین زچه ما را بستاید این کیست که هر لحظه به صد رنگ درآ ید خواهدکه به نیرنگ دل ما بـربایــــد یک ذره ز مهرش به دلم هیچ اثر نیست خاکم به سر ای وای خدا این سرخرکیست پسر: گپ با مو بزن ای مو به قربون زبونت قربون هم او زلف کرنج سر شونت قربون سر و زلفت وکج زیدن شونت قربون کُپا تنگت و او خال لو ونت ئی خال سیاه توکه تش زیده به جونم وار پیسه شه پیر منی بست زبونم دختر: هشدار سر وکار تو با سیمبران است صد تیر جگرسوز به یک عشوه نهان است اینجاست که یک بوسه ز ما قیمت جان است آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است ای لر به حذر باش که ما سخت کمانیم هرکس که ز ما تیر خورد ما نگرانیم پسر: یه بوسه ز لوهای تو ار قیمت جونه هرگز تو تصور مکن او بوسه گرونه جون دادن و استیدن جون کار لرونه جون حاضره بستون که نگوی کار زبونه یالا بـــــــــــــــــــــــده بســــــــــــــتون یــو بــوســه یــو هـــــــــــم جــــــــون دختر: بسیار چو تو بر سرکویم بدویدند بسیار دویدند و به جائی نرسیدند یک تار ز کویم به جهانی بخریدند گــفتنــد سخنهـا و جوابــی نشنیدنـد با مهر و وفا چون گل ما را نسرشتند در دفتر ما حرف محبـــت ننوشتنـــد پسر: بهتــــــر ز تیا تــو بـــه خدا قبله نما نهد سروم چوکد صاف تو ای طور رسا نهد ولله که بهشتم چو تو پرسیل و صفا نهد هلن خته تک ره به روی مر که پیا نهد تـا خیـــز بونــــده منـــه لـوات ببوســه گــم بـت بـزنــه و سرگپـات ببــوسه دختر: ای لر اثر نرگس شهلا تو ندیدی خم در خم آن زلف چلیپا تو ندیدی چون سرو چمن با قد رعنا تو ندیدی ای لر بچه گویا زن زیبا تو ندیدی کاین سان سر راهم بگرفتی به دل زار رد شو ز سر راه من ای مست خبردار پسر: کج بستن دسمال زلیخا نه تو نیدی قر دادن شولار همیلا نه تو نیدی اشپیدی پستون و پس پانه تو نیدی دیدم همه جا سونه و هیچ جا نه تو نیدی بدبخت مو نهدم مگو ای مست خبردار بدبخت هونونن که ندینه قر شولار دختر: گر عرصه قامت بکنم روز قیامت قامت چو نمایم بشود باز قیامت از معجزه حسن نماتم چو کرامت اندر صف خوبان بنشبم به امامت گه زلف برافشانم یا رخ بفروزم همچو همیلا به یکی عشوه بسوزم پسر: نیدی تو همیلا چو بیاهه و سر او ور گردن اسپید اونه مهره شوتو سینس اگوهی مرمره یا سینی ورشو چی کوگ بهاری ازنه قهقهه و قوقو مشکسه اور دارم انم ور سر شونس یه تیت هواری انهم ور پس رونس دختر: از چین سر زلف من آشوب به چین است بتخانه چینم من و بیتخانه چنین است از تابش رویم که به خورشید قرین است گویی که صفای رخ من خلد برین است رویم بنگر پیشرو فصل بهار است مویم بنگر راهزن مشک تتار است پسر: گر عقد بوندن به فلک ماه و ستاره مشکل چو همیلا دی یه فرزند بیاره |