انجمن بانیان بهبودی
قطعه ای از یک کتاب - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (https://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: انجمن شعر و ادبیات (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=148)
+--- انجمن: شعر نو (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=150)
+--- موضوع: قطعه ای از یک کتاب (/showthread.php?tid=7017)



قطعه ای از یک کتاب - Atlas - 2015-06-14

[bgcolor=#FFFFE0]پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدن اش کلافه ات کرده، [/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]تردید مبهم ات را به یقینی روشن تبدیل می کند: [/bgcolor]

 [bgcolor=#FFFFE0]عاشق شده ای.[/bgcolor]


[bgcolor=#FFF0F5]چند روایت معتبر _ مصطفى مستور[/bgcolor]



RE: قطعه ای از یک کتاب - Atlas - 2015-06-14

[bgcolor=#e6e6fa]عشق هرگز انسان ها را از رویاهاشان جدا نمی کند.[/bgcolor]


[bgcolor=#FFF0F5]کیمیاگر _ پائولو کوئلیو[/bgcolor]



RE: قطعه ای از یک کتاب - Atlas - 2015-06-14

[bgcolor=#FFF0F5]در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است. ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید [/bgcolor]

 [bgcolor=#FFF0F5]که آسان ترین راه را انتخاب می کنند. تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی، [/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]هر کاری از دستت بر می آید، بکن...[/bgcolor]


[bgcolor=#f0fff0]35 کیلو امیدواری __ آنا گاوالدا[/bgcolor]



RE: قطعه ای از یک کتاب - Atlas - 2015-06-14

[bgcolor=#FFF0F5]پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الّا نوعی لجاجت با خود، و حتی لجاجت در تداوم ِ

نوعی عادت. عجیب ترین[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] خوی ِ آدمی این است که می داند فعلی بد و آسیب رسان

است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم. هر آدمی [/bgcolor]


[bgcolor=#FFF0F5]، دانسته و ندانسته ، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد ، و هیچ

دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست. [/bgcolor]




 [bgcolor=#FFFFE0]سلوک ـ محمود دولت آبادی[/bgcolor]

 


RE: قطعه ای از یک کتاب - Atlas - 2015-06-14

[bgcolor=#FFF0F5]بزرگترین لذت در زندگی انجام کاریست که دیگران می گویند:[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]تو نمی توانی ![/bgcolor]



 [bgcolor=#FAEBD7]رومن به روایت پولانسکی  [/bgcolor][bgcolor=#FAEBD7]_ رومن پولانسکی[/bgcolor]



RE: قطعه ای از یک کتاب - tannaz2015 - 2016-02-03

بوی باران می داد دستانت
بارانی که هیچ گاه خیس نکرد پیراهنم را
فقط ابرها را چلاند در چشمانم
و گذشت

#مهسا_مظهری



طراحی سایت فروشگاهی