![]() |
|
مهربانی را هدیه دهیم - نسخهی قابل چاپ +- انجمن بانیان بهبودی (https://forum.banianbehboodi.ir) +-- انجمن: انجمن هم وابستگان گمنام CODA (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=5) +--- انجمن: نشریات و مطالب مربوط به وابستگان (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=321) +--- موضوع: مهربانی را هدیه دهیم (/showthread.php?tid=7162) |
مهربانی را هدیه دهیم - Atlas - 2015-07-25 [bgcolor=#FFFFE0]فرصت ِ آیینهها در پشت در ماندهست[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]روشنی را میشود در خانه مهمان کرد[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود در عصر آهن آشناتر شد[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]سایبان از بید مجنون،روشنی از عشق[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود جشنی فراهم کرد[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود در معنی یک گل شناور شد[/bgcolor] ![]() RE: مهربانی را هدیه دهیم - Atlas - 2015-07-25
[bgcolor=#ffccff]مهربانی را بیاموزیم[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]موسم نیلوفران در پشت در ماندهست[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]موسم نیلوفران یعنی که باران هست[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]یعنی یک نفر آبیست[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]موسم نیلوفران یعنی[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]یک نفر میآید از آنسوی[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]دلتنگی [/bgcolor]RE: مهربانی را هدیه دهیم - Atlas - 2015-07-25
[bgcolor=#99ffcc]میشود برخاست در باران[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]دست در دست نجیب[/bgcolor][bgcolor=#99ffcc] [/bgcolor][bgcolor=#99ffcc]مهربانی[/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]میشود در کوچههای شهر جاری شد[/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]میشود با فرصت آیینهها آمیخت[/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]با نگاهی[/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]با نفسهای نگاهی[/bgcolor][bgcolor=#99ffcc] [/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]میشود سرشار[/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]از راز بهاری شد[/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]دستهای خستهای پیچیده با حسرت[/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]چشمهایی مانده با دیوار رویاروی[/bgcolor] [bgcolor=#99ffcc]چشمها[/bgcolor][bgcolor=#99ffcc] [/bgcolor][bgcolor=#99ffcc]را میشود پرسید [/bgcolor] ![]() RE: مهربانی را هدیه دهیم - Atlas - 2015-07-25 [bgcolor=#FFFFE0]یک نفر تنهاست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]در زمین زندگانی[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]آسمان[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] [/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0]را میشود پاشید[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود از چشمهایش[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] ...[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]چشمها را میشود آموخت[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود برخاست[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود از چارچوب کوچک یک میز بیرون رفت[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود دل را فراهم کرد[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود روشنتر از اینجا و اکنون شد [/bgcolor]RE: مهربانی را هدیه دهیم - Atlas - 2015-07-25 [bgcolor=#ffffcc]جای من خالیست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در عشق[/bgcolor] [bgcolor=#ffffcc]جای من در لحظههای بیدریغ اولین دیدار[/bgcolor] [bgcolor=#ffffcc]جای من در شوق تابستانی آن چشم[/bgcolor] [bgcolor=#ffffcc]جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن میگفت[/bgcolor] [bgcolor=#ffffcc]جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت[/bgcolor] [bgcolor=#ffffcc]جای من خالیست[/bgcolor] [bgcolor=#ffffcc]من کجا گم کردهام آهنگ باران را؟[/bgcolor][bgcolor=#ffffcc]![/bgcolor] [bgcolor=#ffffcc]من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟ [/bgcolor]RE: مهربانی را هدیه دهیم - Atlas - 2015-07-25 [bgcolor=#FFFFE0]میشود برگشت[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود برگشت و در خود جستجویی کرد[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]در کجا یک کودک دهساله[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]در دلواپسی گم شد؟[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود برگشت[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]تا دبستان راه کوتاهیست[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود از رد باران رفت[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود با سادگی آمیخت[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود کوچکتر از اینجا و اکنون شد[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]میشود کیفی فراهم کرد[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]دفتری را[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] [/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0]میشود پر کرد از آیینه و خورشید[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]در کتابی میشود روییدن خود را تماشا کرد[/bgcolor] ![]() RE: مهربانی را هدیه دهیم - Atlas - 2015-07-25 [bgcolor=#FFFFE0]من بهار دیگری را دوست میدارم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من خالیست[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]جای من در میز ِ سوم، در کنار پنجره خالیست[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]جای من در درس نقاشی[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]جای من در جمع کوکبها[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]جای من در چشمهای دختر خورشید[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]جای من در لحظههای ناب[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]جای من در نمرههای بیست[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]جای من در زندگی خالیست [/bgcolor]RE: مهربانی را هدیه دهیم - Atlas - 2015-07-25 [bgcolor=#ffccff]میشود برگشت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]اشتیاق چشمهایم را تماشا کن[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]میشود در سردی ِ سرشاخههای باغ[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]جشن رویش را بیفروزیم[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]دوستی را میشود پرسید[/bgcolor] [bgcolor=#ffccff]چشمها را میشود آموخت [/bgcolor][bgcolor=#ffffe0]مهربانی کودکی تنهاست[/bgcolor] [bgcolor=#ffffe0] [/bgcolor] [bgcolor=#ffffe0]مهربانی را بیاموزیم[/bgcolor] [bgcolor=#ffffe0]مهربانی را هدیه دهیم[/bgcolor] |