انجمن بانیان بهبودی
وقتی مهربانی را بیاموزیم - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (https://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: انجمن هم وابستگان گمنام CODA (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=5)
+--- انجمن: نشریات و مطالب مربوط به وابستگان (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=321)
+--- موضوع: وقتی مهربانی را بیاموزیم (/showthread.php?tid=7197)



وقتی مهربانی را بیاموزیم - Atlas - 2015-09-07

[bgcolor=#ffffe0]فرصت ِ آیینه‌ها در پشت در مانده‌ست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0]روشنی را می‌شود در خانه مهمان کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0]می‌شود در عصر آهن آشناتر شد[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0]سایبان از بید مجنون، روشنی از عشق[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0]می‌شود جشنی فراهم کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0]می‌شود در معنی یک گل شناور شد[/bgcolor]


[تصویر:  01.jpg]

 


RE: وقتی مهربانی را بیاموزیم - Atlas - 2015-09-07

[bgcolor=#f0fff0]مهربانی را بیاموزیم[/bgcolor]
[bgcolor=#f0fff0]موسم نیلوفران در پشت در مانده‌ست[/bgcolor]
[bgcolor=#f0fff0]موسم نیلوفران یعنی که باران هست[/bgcolor]
[bgcolor=#f0fff0]  یعنی یک نفر آبی‌ست[/bgcolor]
[bgcolor=#f0fff0]موسم نیلوفران یعنی[/bgcolor]
[bgcolor=#f0fff0]   یک نفر می‌آید از آنسوی [/bgcolor]
[bgcolor=#f0fff0]دلتنگی[/bgcolor]



[تصویر:  02.jpg]



RE: وقتی مهربانی را بیاموزیم - Atlas - 2015-09-07

[bgcolor=#ccffcc]می‌شود برخاست در باران[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]       دست در دست نجیب مهربانی      [/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]می‌شود در کوچه‌های شهر جاری شد[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]می‌شود با فرصت آیینه‌ها آمیخت[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc] با نگاهی[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]   با نفس‌های نگاهی[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc] می‌شود سرشار [/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]از راز بهاری شد[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]دست‌های خسته‌ای پیچیده با حسرت[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]چشم‌هایی مانده با دیوار رویاروی[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]چشم‌ها  را می‌شود پرسید[/bgcolor]



[تصویر:  03.jpg]



RE: وقتی مهربانی را بیاموزیم - Atlas - 2015-09-07

[bgcolor=#ffccff]یک نفر تنهاست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]در زمین زندگانی[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]آسمان  را می‌شود پاشید[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]می‌شود از چشم‌هایش[/bgcolor][bgcolor=#ffccff] ...[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]چشم‌ها را می‌شود آموخت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]می‌شود برخاست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]می‌شود از چارچوب کوچک یک میز بیرون رفت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]می‌شود دل را فراهم کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]می‌شود روشن‌تر از اینجا و اکنون شد[/bgcolor]



[تصویر:  04.jpg]



RE: وقتی مهربانی را بیاموزیم - Atlas - 2015-09-07

[font][font][font][font][font][font][font][font][font][bgcolor=#ffffcc]جای من خالی‌ست[/bgcolor]
[font][bgcolor=#ffffcc]جای من در عشق[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در لحظه‌های بی‌دریغ اولین دیدار[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در شوق تابستانی آن چشم[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می‌گفت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من خالی‌ست[/bgcolor][/font]
[/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font]

[font][font][font][font][font][font][font][font][font][bgcolor=#ffffcc]من کجا گم کرده‌ام آهنگ باران را؟[/bgcolor][bgcolor=#ffffcc]![/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟[/bgcolor]
[/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font]
[font][font][font][font][font][font][font][font][font][bgcolor=#ffffcc]![/bgcolor][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][font][font][font][font][font][font][font][font][font]  [/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font][/font]


[تصویر:  05.jpg]



RE: وقتی مهربانی را بیاموزیم - Atlas - 2015-09-07

[bgcolor=#ffffcc]می‌شود برگشت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]می‌شود برگشت و در خود جستجویی کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]در کجا یک کودک ده‌ساله[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]در دلواپسی گم شد؟[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]        در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]می‌شود برگشت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]تا دبستان راه کوتاهی‌ست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]می‌شود از رد باران رفت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]می‌شود با سادگی آمیخت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]می‌شود کوچک‌تر از اینجا و اکنون شد[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]می‌شود کیفی فراهم کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]دفتری را  می‌شود پر کرد از آیینه و خورشید[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]در کتابی می‌شود روییدن خود را تماشا کرد[/bgcolor]



[تصویر:  06.jpg]



RE: وقتی مهربانی را بیاموزیم - Atlas - 2015-09-07

[bgcolor=#ffffcc]من بهار دیگری را دوست می‌دارم[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من خالی‌ست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در میز ِ سوم، در کنار پنجره خالی‌ست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در درس نقاشی[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در جمع کوکب‌ها[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در چشم‌های دختر خورشید[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در لحظه‌های ناب[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در نمره‌های بیست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در زندگی خالی‌ست[/bgcolor]



[تصویر:  07.jpg]




RE: وقتی مهربانی را بیاموزیم - Atlas - 2015-09-07

[bgcolor=#ffffcc]می‌شود برگشت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]اشتیاق چشم‌هایم را تماشا کن[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]می‌شود در سردی ِ سرشاخه‌های باغ[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]  جشن رویش را بیفروزیم[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]دوستی را می‌شود پرسید[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]چشم‌ها را می‌شود آموخت[/bgcolor]


[bgcolor=#ffffcc]مهربانی کودکی تنهاست[/bgcolor]