امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
باران
#21
امروز

متوجه بارش باران شدی

دیدی گاهی باران هم ما را غافلگیر می کند

دیدی گاهی ابرها نیز بی خبر هوس بارش می کنند

باور کن

باور کن

دل من هم گاهی

ناخود آگاه هوای تورا می کند

بی وقت هوای باریدن می کند

اما اشکهای دل من

بی صدا می بارند

تا مزاحم

دلخوشی ها ی تو نشوند


 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#22
مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد
بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .
پـس چـرا ایـنـجـا
بـاران کـه مـی بـارد
عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .

[تصویر:  shabitanha.jpg]

[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#23
[تصویر:  201371315385934a.jpg.jpg]
پاسخ
#24
از آسمانم ماتم ببارد
هراس بی‌ تو ماندنم ادامه دارد 
نمی‌نویسم ترانه بی‌ تو
چگونه پر کشد خیال واژه بی‌ تو 
به لب رسیده جان کجایی
که برده طاقتم
جدایی 
باران تویی به خاک من بزن 
بازآ ببین که بی‌ مه‌ تو من
هوای پر زدن ندارم 
باران تویی به خاک من بزن
بازآ ببین که در ر‌ه تو من 
نفس بریده در گذارم 
مگر ندانی چو از تو دورم
بی‌راهه‌ای خموش و تار، بی‌‌عبورم 
نمی‌توانم دگر برویم
که من اسیر این خزان تو به تویم 
به لب رسیده جان کجایی 
رهی نمانده تا رهایی 
باران تویی به خاک من بزن 
بازآ ببین که بی‌ مه‌ تو من 
هوای پر زدن ندارم 
باران تویی به خاک من بزن 
بازآ ببین که در ر‌ه تو من 
نفس بریده در گذارم 
پاسخ
#25
ميخواستم چشمهاي تو را ببوسم .....

تو نبودي ، باران بود ....

رو به آسمان بلند پر گفتگو كنم : تو نديديش ؟؟....

و چيزي شبيه صدايي ، صدايي شبيه آدمي آمد ...

گفت : نامش را بگو ، تا جستجو كنيم ....

 نفهميدم چه شد ، كه باز يهويي ، بي هوا ....

هواي تو كردم ....

ديدم ، داره ترانه اي به يادم مياد !...

گفتم : شوخي كردم به خدا ...

 ميخواستم صورتم از لمس لذيذ باران فقط خيس گريه شود ...

ورنه ، كدام چشم ؟ !!..

كدام بوسه ؟ !!..

كدام گفتگو ؟ !!..

من هرگز هيچ ميلي به پنهان كردن كلمات بي ريا نداشته ام ...

 "سيدعلي صالحي"

 
   
     خدا را دوست دارم ....
      ***********  ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين  بخنداند ....
پاسخ
#26
باور دارم باران اشک آسمان است

آسمان تحمل بغض را ندارد

برای سبک شدن می بارد

برای همین باران را دوست دارم

من هم می بارم تا شوری اشکهایم

در شیرینی باران گم شود

و چه زیباست سبک شدن

[تصویر:  10.jpg]

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#27
باران اشک خدا!
کجا پنهان شدی؟
میخواهم بر من بباری
باران ببار
ببار که دلم دلتنگ اوست،
ببار که شاید در صدای دلنشین تو طنین صدای او را بشنوم
ببار و دلتنگی را بشوی...

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#28
 ببار باران
که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم
ببار باران
کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد
که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد

ببار باران
بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن
که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد

ببار باران
که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش

ببار باران
درخت و برگ خوابیدن
اقاقی....یاس وحشی....
کوچه ها روزهاست خشکیدن

ببار باران
جماعت عشق را کشتن
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن
ولی باران ، تو با من بی وفایی
توهم تا خانه ی همسایه می باری
و تا من
میشوی یک ابر تو خالی

ببار باران
ببار باران.......که تنهایم

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#29
[تصویر:  111.jpg]
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#30
خدايا .... به پاس خلقت پاييز رنگارنگ ات ..
 براي بارش باران خوش اهنگ ...تورا با بارش هر قطره باران هزاران بار شكر ميگوييم 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]

[تصویر:  0.032685001377104490_1.jpg]
   
     خدا را دوست دارم ....
      ***********  ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين  بخنداند ....
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان