ارسالها: 676
موضوعها: 513
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
12
ما تصميم گرفتيم اراده و زندگي مان را به مراقبت خداوندي كه درك مي كرديم بسپاريم.
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
قدم سوم
- ما تصميم گرفتيم اراده و زندگيمان را به مراقبت خداوندي كه درك مي کرديم، بسپاريم.
در قدم اول ما اقرار كرديم و پذيرفتيم كه در برابر نيكوتين عاجز بوديم و اختيار زندگي از دستمان خارج شده بود. در قدم دوم به اين باور رسيديم كه يك نيروئي برتر از نيروي خودمان، مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
قدم سوم به سادگي، گرفتن اين تصميم است كه اجازه دهيم خداوند از ما مراقبت و محافظت كند. اگر بتوانيم اجازه دهيم او از ما مراقبت نمايد و سعي ما بر اين باشد تا نيكوتين را كه براي زندگي ما خطرناك است، قطع كنيم، پس به يقين مي توانيم باور كنيم كه او به ما كمك خواهد كرد. با برداشتن اين سه قدم اوليه، در را باز مي كنيم تا به يك نيروي فراتر از نيروي خودمان اجازه دهيم وارد زندگيمان شود و به ما كمك كند.
"خداوند هميشه با ما است و در صورتي كه بخواهيم به ما كمك كند، كمك خواهد كرد."
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
من بعلت مدیریت نداشتن باید برای خودم یک مدیر بگیرم که خداوند است.هر انچه بدست من بسپارند را به ورشکستگی میکشانم مخصوصا زندگی خودم را.از وقتی بخدمت مدیر و صاحبکارم در امدم زندگیم به بهبودی کشید.ولی هر وقت خودم کنترل را بدست میگیرم زندگیم خراب و خرابتر میشود
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست