امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فرزندان الکلی ها
#1


يك نفر به زندگي نگاه مي كند و زيبايي ، روشني ، خوبي و مهرباني و گرمي و ملايمت را مي بيند ، شخص ديگري به همان زندگي نگاه مي كند ولي زشتي ، تنهايي ، مشكلات و نااميديها را مي بيند . چه چيزي سبب اين تفاوت شده است ؟ " طرز برخورد و طرز تلقي ها "

طرز برخورد مابا قضايا تعيين مي كند كه مي خواهيم شاد باشيم يا ناراحت ، عصبي باشيم يا آرام و آسوده، دوست داشتني يا نفرت انگيز ، بالغ يا نابالغ ، كامل يا ناقص .

در جلسات فرزندان الکلی ها ما مي آموزيم كه با بكارگيري برنامه ها كه همانا استفاده از 12 قدم ، 12 سنت و شعارها در زندگيمان مي باشد، مي خواهيم چه باشيم و مي آموزيم كه چطور آنها را بشناسيم .

يك دانش كامل و به كارگيري سخت كوشانه اين اصول ، به ما كمك مي كند تا رفتارهاي مثبت خود را بسط و توسعه دهيم و اين چنين است كه ما مي توانيم خوشحالي و (تكامل ) را بيابيم .

همه ما مشكل داريم . اين طبيعت بشر است كه به دنبال ميان بر و راه حل هاي ساده مي گردد.

اجازه دادن به ديگران براي اينكه فكر كننده و تصميم گيرنده براي ما باشند تلاش زيادي لازم ندارد اما ممكن است راهها و جوابهاي آنها براي ما مفيد و شايسته نباشد.

ما خود مسئوليت پيدا كردن جوابها و راه حل و گرفتن تصميمات شخصي مان را داريم.

اين كتابچه سوالات براي كمك كردن به ما براي درك بهتر قدم هاو سنت ها با برانگيختن افكار و گفتگوهاي محرك ،طراحي شده است . ( كه البته ) جوابي براي سوالات داده نشده است ، زيراكه جوابهاي هر فردي متفاوت است.

داستانهايي كه در انتهاي هر بخش آورده شده است حتما " به اين منظور نيست كه دقيقا" به اين گونه باشد، فقط به منظور مطرح كردن مثالهايي فراهم شده اند.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
                                  من  اون روز سفید می پوشم
                                                                 وتو سیاه
پاسخ
#2
" ما اقرار كرديم كه در برابر الكلي عاجزيم و زندگيمان غير قابل كنترل است ."



درك اين قدم در صورتيكه ما " الكليسم " را به عنوان يك بيماري بپذيريم آسانتر خواهد بود.
ما نسبت به تاثيرات بيماري الكليسم در خانواده در مقايسه با ديكر بيماريها كنترل بيشتري نداريم . ( يعني همانطور كه ، نمي توانيم اثرات يك بيماري جسمي را كنترل كنيم ، كنترل اثرات بيماري الكليسم هم در خانواده غير ممكن است ) وقتي كه يكي از اعضاي خانواده بيمار است همه اعضا, تحت تاثير قرار مي گيرند .
برنامه زماني خانواده ازهم گسيخته و منقطع است : والدين براي بچه ها فرصت كمي دارند : برنامه ها به طور غير منتظره اي تغيير مي كنند : مردم خسته و كم حوصله هستند ، دارائيها بي ثبات و متزلزل هستند ، نظم وانظباط استوار و پا برجا نيست . همه اين تاثيرات دقيقا" زماني كه بيماري "الكليسم " باشد هم وجود دارند و برقرار هستند.
اگر ما نياموزيم كه چطور با اثرات الكل در خانواده مان زندگي كنيم ، نمي توانيم بگوئيم كه" ما زندگيمان را به خوبي اد اره مي كنيم."

(1) آيا شما تلاش مي كنيد كه والدين الكلي تان را از نوشيدن الكل و مشروبات الكلي منع كنيد؟ چطور؟ آيا تلاشهاي شما فايده و اثري هم دارد ؟ بعد از چنين تلاشي و كوششي چه احساسي داريد؟ هنگامي كه تلاشهاي شما با شكست روبه رو مي شود، چه كسي راسرزنش مي كنيد ؟

(2) آيا فرد الكلي را مي توان مجبور كرد كه به دنبال كمك باشد؟ آيا ما احساس مي كنيم كه اين كار وظيفه ماست ؟

(3) آيا ما معتقديم كه مي توانيم سبب الكلي شدن فردي شويم ؟ آيا هيچگاه احساس كرده ايم كه ما در الكلي شدن ( بيمارمان ) مقصر بوده ايم ؟ آيا براي اينكه بيمار الكلي مان را " مجبور " به ترك كنيم ، والديني را كه الكلي نيستند به رخ آنها كشيده ايم ؟

(4) ما چطور مي توانيم قدم 1 رادر مورد والدينمان كه الكلي نيستند ، به كار ببريم ؟ در مورد ديگر اعضاي خانواده چطور ؟

(5) آيا ما زماني كه | بيمارمان | درحال پاكي و عدم مصرف است احساس خوبي داريم و زماني كه در حال مصرف است حال بد ؟ ما چطور مي توانيم مشكلات شخصي خود را از او جدا كنيم ؟

(6) آيا ما علايم اين بيماري راپذيرفته ايم ؟ علائمي همچون رفتار نفرت انگيز ، تند خويي و تند مزاجي ، ظاهري شلخته و نا آراسته ، افكاري نامعقول و غير منطقي ؟ آيا ما هنوز از فرد الكلي رنجيده خاطر هستيم و فكر مي كنيم كه اگر " خود " او بخواهد مي تواند رفتار بهتري داشته باشد ؟

(7) آيامادر خانه هوشيار هستيم ؟ آيا مي توانيم با اين آگاهي كه فرد الكلي " گرفتار " است و قابل معالجه و بهبودي نيست ، آسودگي خاطر پيدا كنيم ؟

(8) اين شعار كه " رها كن و به خدا بسپار " چگونه به اين قدم ارتباط دارد ؟

(9) قدم اول مي گويد : " زندگي ما غير قابل كنترل شده است " ما چطور مي توانيم در خانه ، مدرسه ، سركار و به خوبي به سر ببريم ؟

(10) چطور مي توانيم دعاي آرامش را در اين قدم به كار ببريم؟
در قدم اول ما اقرار كرديم كه در مقابل بيماري الكلي عاجز هستيم ، درك كرديم كه حل كردن اين مشكل از عهده ما خارج است، پذيرفتيم كه تنها زندگي را كه ما مي توانيم تغيير دهيم "زندگي خودمان " است .
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  انجمن الکلی های گمنام – AA sadaf 0 2,191 2014-07-07، 09:35
آخرین ارسال: sadaf

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان