2015-06-11، 02:03
[bgcolor=#e6e6fa]حتما بخونید واقعا زیبا چیده شده و آدم را تحت تاثیر میذاره[/bgcolor]
[bgcolor=#E6E6FA]سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه
با تو دشمنی کرده ام. [/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa](ضحی 1-2)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت
دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را ،که مرا به سخره گرفتی.[/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa] (یس 30)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] و هیچ پیامی از پیام هایم
به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.[/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa] (انعام 4)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی
نداشته ام [/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa](انبیا 87)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز
قدرت داری. [/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa](یونس 24) [/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA]و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی
بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمیتوانی از او پس بگیری[/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa] (حج 73)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] پس چون مشکلات از
بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و جانها به گلو رسید و تمام وجودت لرزید چه
لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان
بردی چه گمان هایی. [/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa]( احزاب 10)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به
تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز[/bgcolor]
[bgcolor=#E6E6FA]سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه
با تو دشمنی کرده ام. [/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa](ضحی 1-2)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت
دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را ،که مرا به سخره گرفتی.[/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa] (یس 30)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] و هیچ پیامی از پیام هایم
به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.[/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa] (انعام 4)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی
نداشته ام [/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa](انبیا 87)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز
قدرت داری. [/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa](یونس 24) [/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA]و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی
بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمیتوانی از او پس بگیری[/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa] (حج 73)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] پس چون مشکلات از
بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و جانها به گلو رسید و تمام وجودت لرزید چه
لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان
بردی چه گمان هایی. [/bgcolor][bgcolor=#e6e6fa]( احزاب 10)[/bgcolor][bgcolor=#E6E6FA] تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به
تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)
![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)

