ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
قبل از کارکردقدمها خودم را قربانی شرایط میدیدم!حس میکردم تنها هستم و در حق من اجحاف شده است!فکر میکردم من در این دنیا خیلی تنهاهستم!هر بار که به کسی نزدیک میشدم چون اصولی نبود پس از مدت کوتاهی بیشتر باعث انزوا و تتنهایی خودم میشدم!تنهایی و افسردگی و نگرانی تنها همدم من بودند!اجازه میدادم دیگران از من سواستفاده کنند و همین باعث سرخوردگی بیشتری میشد'رهایی از احساسات گذشته با کارکرد قدمها و سپردن اراده و زندگیم به خداوند میسر گردید.
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 45
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2018Jul
بله من یک قربانی هستم من در اثر مصرف وابستگی و وابسته شدن و یا شهوترانی وقتی اون غریزم سرکوب میشد و بهش دست پیدا نمیکردم و یا دست پیدا میکردم و میدیدم اگر نباشد من به یاس و انزوا خواهم رفت و اگر از کنارم برود به تنهایی و انزوا کشیده میشوم و وقتی اون نفر نیست من باز قربانی میشوم من باید بیماری اعتیاد مصرف نکنم من باید با کارکرد قدمها و حضور مرتب درجلسات خودم رو به خدای لایتنهای وصل کنم و خودم رو قربانی احساس های غیر واقعی بیرونی نکنم