ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
2-آیا بعضی از تجربیات گذشته من روی تصورم از یک نیروی برتر ، اثر گذاشته است ؟
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
تجربیات در مورد گذشته در هر چیزی که باشد بروی زندگی امروز من تاثیر خواهد داشت-در گذشته وقتی میگفتند خدا رحمان و رحیم یا همان بخشنده و مهربان است را دوست داشتم
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
تجربه ها و تصورات..بله تجربها من چون همش از روي خودمحوري عمل ميکردم و خودم را فقط ميديم امروزم هنوز روي من کار ميکند واجازه نميده بتونم از روي منطق عمل کنم چون هنوزم کنترل وقضاوت دارم وهر اتفاقي که برايم مي افتد از روي عقايدکهنه وقديمي عمل ميکنم چون تصورات من از تجربهاي من جداي ندارد. تصورات باطل يعني انحراف فکري روياي بودن کنترل کردن و قضاوت کردن در مورد چيزي که هنوز معلوم نيس اتفاق بيفتد. گذشته ما همش در رنجشهاي من خلاصه ميشد چون ثبات فکراني وعقلاني نداشتم همه رو مقصر ميدونستم خدا برا من فقط وقتي بود که کارم گير بود نيروي برتر من بيماري من بود افکار بحران ساز امروزم هنوز ترس از شناخت نيروي برتر دارم..
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
ارسالها: 409
موضوعها: 5
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
191
در گذشته من با نیروی برترم ارتباط داشتم اما این ارتباط ،ارتباطی آگاهانه نبود. طبق عادت ،نه آنگونه که من نیروی برترم را درک کنم. شاید از ترس ،احساس اینکه خداوند مرا فراموش کرده اینکه زندگی و آرامش را به عده ای خاص بخشیده،اینکه من چه کاری کردم که او مرا اینگونه مجازات میکند؟ و هزاران دلیل دیگر که دیواری ضخیم بین من و نیروی برترم برای ندیدنش ،کشیده شده بود. اما با کارکرد قدم ها متوجه شدم اگر تا بحال ،هنوز هستم به خاطر لطف نیروی برترم می باشد. خدایی که بود و من نمیدیدم ،بود و درکش نمی کردم ،اما او مرا رها نکرد و تنهام نگذاشت،دستم را گرفت و چشمان من را به حقیقت روشن کرد. خدایا دستانم را رها نکن و من را لحظه ای تنها نگذار
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل