ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
[size=1.35em].[/size]
[size=1.35em]آيا شما تلاش مي كنيد كه والدين الكلي تان را از نوشيدن الكل و مشروبات الكلي منع كنيد؟ چطور؟ آيا تلاشهاي شما فايده و اثري هم دارد ؟ بعد از چنين تلاشي و كوششي چه احساسي داريد؟ هنگامي كه تلاشهاي شما با شكست روبه رو مي شود، چه كسي راسرزنش مي كنيد ؟[/size]
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 924
موضوعها: 113
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Aug
اعتبار:
75
من قبل از رسیدن به عجزهام با قهر کردن و درگیری سعی در تغییر دیگران داشتم و بزرگترین رنچش من مال اون موقع بود که میخواستم والدینم را از مصرف مواد باز دارم و قبول نمیکردم که آنها باید مصرف کنن ،لحظاتم آشفته میشد و تمام تمرکزم روی همه بود ب جز خودم و این کار به من لذت میداد و عادت کرده بودم به تغییر دیگران . احساس توانایی میکردم و فکر میکردم که قادر هستم دیگران و مخصوصا والدینم را تغییر دهم.فایده نداشت بلکه ضرر هم داشت چون من به انسانی پر از خشم و بی اعتماد به همه چیز شده بودم و والدینم را با بقیه مقایسه میکردم و میخواستم انتقام بگیرم. تنهایی ،تنفر ،رنجش ، بیهوده بودن احساسهای من بود.خدا را مقصر میدانستم و دیگران را هم مقصر اوضاع و احوال خانواده و زندگیمان میدیدم.