ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
fبنام خدا
امروز تمام افکارم مشغول به آدم های موفق است و به همین دلیل احساس تفاوت و خود کم بینی سراغم می آید که تمام افکار مثبت را در هم میشکند و به افکار منفی و دید و حرکات منفی تبدیل میکند
فقط برای امروز:سعی میکنم استعداد هایم را بشناسم و آنهارا شکوفا کنم و با حرکت به سمت استعدادهایم خودم را به فرد کارآمدی برای دیگران واجتماع تبدیل کنم وبه این گونه از احساس خود کم بینی ومقایسه و تفاوت نسبت به دیگران نجات پیدا کنم
تمام ما استعدادهای باور نکردنی در وجود خود داریم
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
28 آبان کدا
از لحظهاي كه تصميم ميگيرم اراده و زندگي خود را به خداوند واگذار كنم، زندگي و آيندهی خود را تامین و بيمه كردهام. ما افراد وابسته در گذشته زندگي و اراده و ارزشهاي خودمان را به وابستگيهای خود سپرده بوديم و حاصل آن را هم ديدهايم. اكنون با سپردن و واگذاري زندگي و ارادهی خودمان به خداوند، میخواهیم به حکومت سیستم بیمار ذهن و رفتار ناسالممان خاتمه دهیم و تمام چیزها را به دست با کفایت خداوند بسپاریم. تا جایی که به نقطهی اعتقاد و اعتماد و ايمان برسيم. گاهي غرور و بيماري ما دست به دست داده و مانعي در راه اين روند تصميمگيري ايجاد ميكند. همهی ما ميدانيم كه با برداشتن اين اصول، این واقعه به يكباره اتفاق نميافتد، بلكه به آرامي و مرور وارد مراحل عملي ميشويم. چون بیماری بیایمانی در ما آنقدر قوی شده که با ما شروع به جنگ خواهد کرد. آيا من هر روز صبح با دعا كردن از خداوند تقاضا ميكنم، تا مرا آماده كند در طول امروز از او راهنمايي و كمك بخواهم؟ آيا به آن درجه از باور رسيدهام تا به خداوند اعتماد كنم و بدانم كه او خير مرا ميخواهد؟ خواست خداوند بر بهبودي و آزادي من از قيد وابستگيها است!
صبر، صبر، صبر كليد پيروزي است!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
28 آبان a day at a time از کتاب اندیشه امروز
گاهگاهی که این فکر بر ذهن من چیره گشته که من از خواست خداوند درباره دیگران آگاهی دارم ، به خود میگویم: این شخص از بیماری خود بهبودی خواهد یافت یا انکه ان دیگری از رنجی که می برد رها خواهد شد و برای آنها دعا می کنم و از خداوند می خواهم که در این موارد بخصوص به آنها کمک کند. اگرچه این دعاها از صمیم قلب انجام میشود اما از آنجائیکه بر تصورات من استوار است که از خواست خداوند درباره این افراد آگاهم با رهنمود های برنامه مطابقت ندارد. برنامه به من می آموزد که دعای خود را اینگونه انچام دهم که خواستار تحقق اراده او برای خود و دیگران باشیم.آیا من بیاد دارم که خداوند تا درجه ای دوست من است که من به او اعتماد داشته باشم؟ من دعا می کنم که خداوند به من فصتی دهد تا به دیگران کمک کنم. من از خداوند بخاطر فکر کمک به دیگران سپاسگذارم و از اینکه موقعیتی را در اختیار من قرار داده تا از قصر بلورین خود بیرون آیم و بدون خود خواهی و غرور دیگران را دوست بدارم و محبت خود را با آنان قسمت کنم خوشحالم. خداوندا به من کمک کم تا برای عملی شدن خواست و اراده تو دست به دعا بر دارم.
<<من اعتماد خود را در اراده خداوند نهاده ام>>
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست