ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
منظور از رها کردن ترک کسانی که دوستشان داریم و در زندگی ما هستند نیست بلکه برایم بدین معناست که دست از کنترل آنها بردارم ، به دیگران حق انتخاب بدهم ، زندگی کنم و بگذارم که دیگران هم زندگی کنند . و از خداوند بخواهم که به من قدرت و توانایی تغییر دادن خودم را بدهد نه دیگران را . من مسئول بهتر شدن خودم می باشم نه دیگران .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
وقتی دارم شخصی یا چیزی را کنترل میکنم نیاز دارم که رها کنم.من مسوول اداره جهان نیستم.این بیماری من است که دوست دارم دنیا و مردمانش مطابق میل من باشند
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
وقتی ک این اطمینان را ب خودمان بدهیم ک نیروی برترمان با ما هر چه کند از انچه ک خودمان بر سرمان اوردیم بهتر خواهد بود.
ما همیشه سعی داشتیم همه کس و همه چیز را کنترل کنیم,و چون اغلب کوششهای ما نتیجه نداد,ناتوان در مانده شده ایم.ما نمی توانستیم بگذاریم ک امور همانگونه که باید بوقع بپیوندد.همیشه چهار چشمی دنبال راهی بودیم تا مسیر را ب دلخواهمان تغییر دهیم.
ارسالها: 672
موضوعها: 14
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jun
اعتبار:
302
وقتي كه عاجزم و باور ميكنم كه سلامت عقل ندارم ...رها كردن شرط اولش واقع بين بودن و همسو شدن با مراقبت از خودم باشد ..
اراده ي من توليد درد و رنج ميكنه ...اراده و خواست خدا ابتدا انجام دادن مسئوليتم و رها كردن آنچه از تواان من خارج است ..
مثال : اراده ي من به عنوان يك هموابسته اين بود كه خود را وقف تامين نيازها و خواسته هاي ديگران كنم .. "افراطي عمل ميكرد"
اراده خداوند با طرز صحيح كمك كردن و اينكه همواره و در هر شرايطي مراقبت از خودم را در اولويت قرار دهم ...ميباشد ..
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....