ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
2015-02-03، 03:57
(آخرین ویرایش: 2015-02-03، 04:31 ، توسط ARSAM.)
اهداف کوچک باعث ضعیف شدن تمایل به ترک کامل شهوت می شود
اهداف بزرگ داشتن مرا وادار به صرف وقت برای انجام کارهای معنوی می کند
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
2015-02-03، 03:58
(آخرین ویرایش: 2015-02-03، 04:36 ، توسط ARSAM.)
هر کس روزی 20 صفحه از روی نشریات اس ای بنویسه و بخونه من پاکی جنسی و هوشیاریشو ضمانت میکنم
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
2015-02-05، 02:45
(آخرین ویرایش: 2015-02-05، 02:49 ، توسط ARSAM.)
بنظر می رسد علت عدم پذیرش رفتارهای دیگران توسط من ، دیدگاه منفی من نسبت به آنهاست . باید ابتدا خودم را بپذیرم ، وقتی خودم را پذیرفتم دیگران را هم می پذیرم . برنامه شرایطی مهیا میکند که به نسبت پذیرش خودت دیگران را هم می پذیری . بعضی اوقات ما سعی داریم نقش خداوند را بازی کنیم و با رفتارهای خود محورانه خود سعی در تغییر دادن دیگران داریم ، زمانی به این درک برسم که نمی توانم کسی را تغییر دهم ، یک حق انتخاب دارم و آن تسلیم شدن به واقعیت ناتوانی ام در برابر تغییر دادن دیگران و سپردن آن به خداوند می باشد و از او درخواست می کنم که مرا نجات دهد . و امروز پذیرش پاسخ تمام مشکلات من است . ما نیاز داریم که نقص های خودمان و دیگران را فقط برای امروز ببخشیم و بپذیریم ، زیرا نمی توانیم با رنجی که این احساسات در ما ایجاد می کنند زندگی کنیم . زمانی که دیگران را بعنوان یک بیمار ( مانند خودم ) می پذیرم به شفافی می بینم که این توقعات من بوده که باعث شده من نتوانم یک زندگی شاد و آزاد داشته باشم . هرچه بیشتر بپذیرم ، آزادتر خواهم بود . می توان احساسات بد و تمام چیزهایی را که باعث می شود من نتوانم دیگران را بپذیرم به خداوند سپرد تا او آن ها را بجای من تحمل کند ، نیازی نیست من رفتارهای اشتباه همه را تحمل کنم باید آن ها را به خداوند سپرد .
ما باید این باور را در خود پرورش دهیم که نیرویی بالاتر از ما وجود دارد که واقعا از ما مراقبت می کند .
[bgcolor=#FFFFFF] من باید [/bgcolor][bgcolor=#FFFFFF]حس پذیرش[/bgcolor][bgcolor=#FFFFFF] را روز به روز در خود تقویت کنم و از خداوند بخواهم که به من قدرتی بدهد تا در مورد آن ها ( اعضا خانواده ام ) نیز همان[/bgcolor][bgcolor=#FFFFFF]گذشت و صبر و تحملی[/bgcolor][bgcolor=#FFFFFF] را نشان دهم که با خوشحالی در مورد یک دوست بیمار روا می دارم .[/bgcolor]
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
تجربه یِ دوستِ بهبودی
بیماریِ درونِ من به من دستور میدهد که آلوده کنم ، کثیف کنم ، تخریب کنم ، بی ارزش کنم خودم و دیگران را ....
چرا من نسبت به افراد بسیار زشت و سیاه و بی ریخت و بد لباس هیچ وقت حس جنسی زیادی نداشتم !!!؟؟؟ مگر آنها هم همان مادگی را نداشتند ؟ اگر مشکل من فقط ارضای جنسی بود پس چرا پاکیزگی و تناسب ظاهری افراد برایم مهم بود ؟ واقعاً من دنبال چه چیزی بودم ؟؟
اول پاکیزگی و تناسب ظاهری و جسمی افراد را در نظر میگرفتم ؟؟ این یعنی فطرت پاک من دنبال چیزهای پاک و با تناسب میگردد ، اما این وسط بیماری شهوت میاد و دخالت میکنه و میگه اون زیبایی ها رو باید تخریب کنی باید کثیف و آلوده کنی باید بی ارزشش کنی باید مالک همه چیزش بشی ....
بیماری اعتیاد جنسی و شهوت دوست نداره ما انسانها پاک ، خوشحال ، و خوشبخت باشیم و میاد ذائقه ی مرا تغییر میدهد و خوب را برایم بد و بد را برایم خوب جلوه میدهد ....
من بد بو ترین و کثیف ترین قسمت بدن انسان را دوست داشتم ! چرا ؟؟؟
..... ادامه دارد .....
در کتاب سفید اس ای صفحه 55 قسمت آخر بخش ارتباط منفی به این موضوع کاملا اشاره میکند
«خدا با ماست»