امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 1.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیوانه
#1
دیوانه ای راگفتند : چه خواهی از خدای خویش ؟
گفت : عقل سالم تا برای عشقم دوباره دیوانه شوم .



پشت درخت آرزوهای زندگی چشم بذار / فرصت بده همه ی غصه هات قایم بشن / ازخدا می خوام که هیچ وقت پیداشون نکنی .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#2
سرانجام ترا

در شبي از رهاترين شب‌هاي مستي

با عطشناك‌ترين حريق گلويم

همچون شرابي آميخته با شوكران

ديوانه‌وار خواهم نوشيد

تا بعد از تو

بيداري را بر من

هرگز چيرگي نباشد!


درصفحه شترنج زندگی همه ی مهره هایم مات مهربانی توشد ومن قلبم رابه توباختم
پاسخ
#3
دلم درعاشقی آواره شد آواره تر بادا/تنم از بی دلی بیچاره شد بیچاره تر بادا
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#4
من به یادت آه را بر روی غم حک می کنم تا بدانی انتظار تو یعنی اوج عشق.
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#5
ما را همه ره ز کوی بد نامی باد / وز سوختگان بهره ی ما خامی باد
نا کامی ما چو هست کام دل دوست / کام دل ما همیشه ناکامی باد . . .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#6
عشق محکومی است که محاکمه نمی شود

دیوانه ایست که معالجه نمی شود .
بیگانه ایست که شناخته نمی شود
سکوتی ایست که شکسته نمی شود
و فریادی که آرام نمی شود
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان