ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
با توجه به اینکه می دانم بزرگترین قدرت نیروی شر وسوسه است ؟و ماهییت وقدرت ندارد و قدرت و ماهیت خود را از ذهن ما می گیرد و یک حس است که در ذهنم به وجود می آید باز هم به او جواب آری می دهم .
وسوسه را ذهن من می سازد و به آن نیروی می دهد .آن را تقویت می کند و من را اسیر می سازد و آنگاه می شود نیروی برتر من در جهت غیر واقعی و بدی وشر .کافی است ماهیت آن را بشناسم و آن را تغذیه نکنم .خودش نابود می شود
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
بله وسوسه ها همیشه با من بوده و منو خیلی تحت تاپیر خودش قرار داده بها دادن به وسوسه ها اجبار هم پشت سر خودش مياورد و باعث در گیریهای ذهنی من میشد و حتی الان هم بعضی وقتها همین وسوسه ها باعث درد من ميشه.
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 475
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
اعتبار:
0
22__11_وسوسه جزئی لاینفک و مهمترین سلاح بیماری اعتیاد است.
که بدلیل لذت طلبی واستفاده نادرست ازحواس پنجگانه وحتی حس ششم بوجودمیاید.امروزه هم مکانها وهم اشخاص وخیلی چیزها وجوددارند که میتوانندمراوسوسه کنند وسوسه برای من خواستن افراطی ومیل داشتن است بدون درنظرداشتن پیامدهای آن.
وسوسه برای من میل به تجربه کردن مجددعملی است که درگذشته ازانجام دادن آن لذت برده ام واین لذت بیشتر اوقات گناه آلودوغیراخلاقی بوده است.
وسوسه افکاری است شیطانی،موذی وسمج اما آنی وزودگذر که ماهیتی شر ونادرست داردکه اگربه آن بهابدهیم تبدیل به فعل شده وسرانجامی جز ندامت وپشیمانی وخودآزاری نخواهد داشت.وسوسه ازلذت طلبی شروع شده وبابهادادن به آن ومخفی کردن واقرار نکردن آن شروع به نقشه کشی کرده ومنجربه لغزش های روحانیمان میگردد.
من بیشتراوقات سریعاباراهنمایم تماس گرفته وقبل ازاینکه وسوسه ام تبدیل به فعل شود آنرامشارکت کرده واز شرش راحت شوم.
زمانیکه بابیماری ومرضم زندگی میکنم دیگر دیگر نیازی به اجاره نیست یکسره در وسوسه هستم.
ارسالها: 8
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2021May
وسوسه به سمت اصول روحانی وبرنامه بوده واجازه دادم
ولی برای بیماری اعتیادفقط میلی بوده وردشده
وسوسه وقتی که بیاید فرقی نمیکند در چه زمینه ای باشد اما بهر حال در هر زمینه ک باشد بایدبروی و آن را انجام دهی و
هیچ راهی نیست ،
میل است که گذرااست اگه بها ندهی تبدیل به وسوسه میشود و ناگزیر و باالاجبار محکوم به انجام آن کار میشوی به نوعی ذهن قفل میشود و اجازه تمرکز و هر فکری را از من میرُباید.