امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلنوشته امام رضا
#1
اگر چه شاید و اما و کاشم

 ولی نگذار تا از هم بپاشم

 از احساس تر گلدسته هایت

 خجالت می کشم عاشق نباشم

 
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#2
[bgcolor=#00ff00]ای ماه ترین!سلسله گیسو مددی![/bgcolor]

 [bgcolor=#00ff00]درویش ترینم بخدا! هو مددی[/bgcolor]

 [bgcolor=#00ff00]آهوی دلم صید تو شد شکر خدا[/bgcolor]

 [bgcolor=#00ff00]صیاد دلم!ضامن آهو! مددی[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#3
من فقط یک بلیت رفت میخواهم
بی برگشت

به سوی آغوش تو ....

[تصویر:  525401_yzcenSlv.jpg]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#4
هزارجور آدم با هزار خُلق و خَلقِ مختلف می‌آیند و در صفای صحنت مقیم می‌شوند ...

چه فرق دارد برای تو اما ...

نازِ آن مست ...

یا نیازِ این دست ...

وقتی که از کبوترها هم نمی‌گذری ...
پاسخ
#5
تنها جایی که همهمه و شلوغیش ارامش بخشه....حرم توست....
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان