ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
زمانهایی در گذشته بود که تلاش هایی را برای رسیدن به اهدافم انجام می دادم و تمام راه ها و تجربیات را به کار می بستم وگاهی که با خود محوری و عدم مشورت مواجه می شد برای خودم ثابت می شد که کار از کار گذشته وهمه ی راه ها را نادرست رفتم ان موقع که تری یر تایر وجودم را می گرفت ونا امید و مایوس بودم به خدا می سپردم و از سر اجبار از سر راه خدا کنار می رفتم گاهی دریت می شد اما همیشه نه
تلاش های من در غالب مشورت وانجام سهم است نتیجه را بهاو واگذار می کنم و بر بازتاب ان تمکین می نمایم می پذیرم چه خوب چه بد حتما صلاح من است
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
مواقعه ای که بر ترس های خود غلبه کرده ام و باور و ایمان به خداوند بیشتر بوده به راحتی از سر راه او کنار می رفتم ونتیجه را به خودش واگذار می کردم وقتی که کاملا عاجز باشم وعاجزانه عمل کنم هر کاری که می خواهم انجام دهم و میل اراده شخصی خودم هست وبر خلاف خواست خداوند یعنی اینکه سر راه خداوند مانده ام
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 475
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
اعتبار:
0
29-بله،زمانی که به آخرخط رسیدم وپذیرفتم که عاجزوناتوانم وسلامت عقل ندارم زمانیکه کاری ازدست خودم برنمیاداونوبخدامیسپارم وقتی تسلیمم ودرروندایمان آوری قراردارم زمانی که برترسهایم غلبه میکنم وباکارکردقدمهادرمسیربهبودی هستم وباخودم صادقم باصداقت باخودوداشتن زیربنای فروتنی ازسرراه خداکنارمیروم زمانیکه بابت یک کارخوب ویک خدمت درست توقعی ندارم ومتتظرجایزه ازطرف خداوندنیستم وقتی که دست ازخودخواهی وخودمحوری برمیدارم وگاها نیز زمانیکه ازمیل واراده شخصی خودم ناامیدشده ودرکمک گرفتن از دیگران هم ناکام مانده ام به ناچارازسرراه خداوندکناررفته ونتیجه رابه اوسپرده ام ومعمولازمانیکه پای غرور.خشم.شهوت.حسادت.طمع.پرخوری وتنبلی درمیان نباشدتوانسته ام نتیجه رابه اوبسپارم?