امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انعکاس زندگی
#4
کشتن مادرشوهر
دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادر شوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند. عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد در این مدت با مادر شوهرش مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد. هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: «آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.»
داروساز لبخندی زد و گفت: «دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
انعکاس زندگی - توسط mojtaba_s - 2013-11-06، 10:14
داستانی از شیوانا - توسط NASIB - 2014-02-18، 09:12
RE: انعکاس زندگی - توسط sadaf - 2014-03-11، 08:19
RE: انعکاس زندگی - توسط NASIB - 2014-06-05، 08:40

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  60 سال زندگی مشترک mojtaba_s 1 1,266 2014-01-18، 11:58
آخرین ارسال: NASIB
  لذت های زندگی (پائولو کوئیلیو) mojtaba_s 1 1,268 2013-11-24، 09:55
آخرین ارسال: mojtaba_s

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان