امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستانهايي از ايران باستان
#1
نحوه تهيه معجون صبر 

کسری انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه‌ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند.
چون روزی چند بر این حال بود، کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند. آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.

بدو گفتند: “در این تنگی و سختی تو را آسوده‌دل می‌بینم!”

گفت: “معجونی ساخته‌ام از شش جزئی و به کار می‌برم و چنین که می‌بینید مرا نیکو می‌دارد.”

گفتند: “آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید.”

گفت: “آری جزء نخست اعتماد بر خدای است، عزوجل،
دوم آنچه مقدر است بودنی است،
سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست.
چهارم اگر صبر نکنم چه کنم، پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش نیازارم،
پنجم آنکه شاید حالی سخت‌تر از این رخ دهد.
ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد.”

چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت…
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
داستانهايي از ايران باستان - توسط sadaf - 2014-11-19، 01:14

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نبردهاى ۷۰۰ ساله ايران و روم abbas 0 1,043 2013-11-05، 11:26
آخرین ارسال: abbas

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان