2015-01-07، 06:01
[table][tr][td][/td][/tr][/table]
روزهایی هم هستند که نمیشود در موردشان با هیچ کسی سخن گفت؛
نه اینکه رازی در میان باشد یا رفیقی نباشد برای شنیدن و فهمیدنشان...
از روزهایی میگویم که نمیدانی دردت چیست، اما بیقراری امان ت نمیدهد.
روزهایی که سراسر انکار و ابهاماند...
روزهایی که هم از جمع گریزانی، هم تنهایی آزارت میدهد.
روزهایی که نمیشود به سادگی از کنارشان گذشت.
انگار متعلق به گذشته یا آینده اند و به خطا در امروز ِ تو نازل شدهاند.
فقط باید جایی نشانی از آنها گذاشت (مثلا چند علامت ِ سوال، گوشه ی تقویم) و
لحظهشماری کرد برای گذشتن شان.
روزهایِ گُنگ و لزج.
__ محمد فائق __
نه اینکه رازی در میان باشد یا رفیقی نباشد برای شنیدن و فهمیدنشان...
از روزهایی میگویم که نمیدانی دردت چیست، اما بیقراری امان ت نمیدهد.
روزهایی که سراسر انکار و ابهاماند...
روزهایی که هم از جمع گریزانی، هم تنهایی آزارت میدهد.
روزهایی که نمیشود به سادگی از کنارشان گذشت.
انگار متعلق به گذشته یا آینده اند و به خطا در امروز ِ تو نازل شدهاند.
فقط باید جایی نشانی از آنها گذاشت (مثلا چند علامت ِ سوال، گوشه ی تقویم) و
لحظهشماری کرد برای گذشتن شان.
روزهایِ گُنگ و لزج.
__ محمد فائق __
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم

