امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جملات حکيمانه
#1
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست
و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود


ز دلم آمده در پیچ و تاب
انقلب ینقلب انقلاب
همچو گیاه لب آب روان
اضطرب یضطرب اضطراب
آتش عشق است که در اصل و فرع
التهب یلتهب التهاب
نور خداییست که در شرق و غرب
انشعب ینشعب انشعاب
آب حیاتست که در جزء و کل
انسحب ینسحب انسحاب
شک که دل موهبت عشق را
اتهب یتهب اتهاب
از سر شوق است که اشک بصر
انحلب ینحلب انحلاب
صنع نگارم بنگر بى حجاب
رحتجب یحتجب احتجاب
سر قدر از دل بى قدر دون
اغترب یغترب اغتراب
آمُلیا موعد پیک اجل
اقترب یقترب اقتراب
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
جملات حکيمانه - توسط meshki - 2013-11-24، 12:40
RE: جملات حکيمانه - توسط abbas - 2013-12-07، 10:28
RE: جملات حکيمانه - توسط mohammad - 2014-09-08، 09:02

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  جملات زيبا از ويکتور هگو meshki 3 2,124 2014-10-13، 12:49
آخرین ارسال: mohammad
  گلچين جملات و اشعار كوتاه حكيمانه و عرفاني.از دست نديد! meshki 8 21,977 2014-08-11، 01:55
آخرین ارسال: سارا

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان