2015-02-17، 07:38
[bgcolor=#FFF0F5]سعادت را در کجا میتوان یافت؟[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند.[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]بعد، [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]آنها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]حال، از حاضرین خواست که به اطاق دیگر بروند [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]همه دیوانهوار به جستجو یکدیگر[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]را هُل میدادند؛ [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به یکدیگر برخورد میکردند و هرج و مرجی راه انداخته [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]بودند که حدّی نداشت.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] را بیابد. بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است. در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]سخنران ادامه داده گفت، "همین اتّفاق در زندگی ما میافتد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]. همه آسیمهسر در جستجوی سعادت خویش[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به این سوی و آن سوی چنگ میاندازیم و[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] نمیدانیم سعادت ما در کجا واقع شده است.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید.[/bgcolor]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم

