امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سلیمان و مورچه عاشق
#1
[bgcolor=#F0FFF0]روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...[/bgcolor]
 [bgcolor=#F0FFF0]تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...[/bgcolor]
 [bgcolor=#f0fff0]رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:[/bgcolor]
 [bgcolor=#F0FFF0]خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
سلیمان و مورچه عاشق - توسط Atlas - 2015-11-26، 09:44

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان