ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
دیری ست که ما معتکف دیر مغانیم................ رندیم و خراباتی و فارغ ز جهانیم...
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 672
موضوعها: 14
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jun
اعتبار:
302
ميخانه اگر ساقي صاحب نظري داشت .....
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ ميخواري و مستي ره و رسم دگري داشت ....
پيمانه نمي داد به پيمان شكنان باز ....
^^^^^^^^^^^^^^^^^ ساقي اگر از حالت مجلس خبري داشت .....
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
....
تو وقتی که با من قدم می زنی
چرا عشق من حرف کم می زنی
و با حرفهای دو پهلوی خود
تلنگر به پشت دلم می زنی
من از چشم هایم غزل می چکد
تو خود را به آن کوچه خم می زنی
تو ای ساز ناساز چپ کوک من
به هنگامه ی زیر بم می زنی
که شیرین ترین لحظه های مرا
به وقت سکوتت بهم می زنی
.....
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
يكدسته منفعت جو ، با مشتي اهرمن خو .............با هم قرار دادند ، بر بي قراري ما
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 672
موضوعها: 14
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jun
اعتبار:
302
اي دل ز زمانه رسم احسان مطلب ....
.................................... وز گردش دوران ، سر و سامان مطلب ....
درمان طلبي درد تو افزون گردد ....
................................. با درد بساز و هيچ درمان مطلب .....
"ب"
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....
ارسالها: 409
موضوعها: 5
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
191
با گل به مثل چو خار میباید بود........ با دشمن، دوستوار میباید بود
خواهی که سخن ز پرده بیرون نرود ........... در پرده روزگار میباید بود
سعدی
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
ارسالها: 202
موضوعها: 1
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
34
دل و دين و عقل و هوشم همه را بر آب داديز کدام باده ساقي بمن خراب دادي
چه دل و چه دين و ايمان همه گشت رخنه رخنهمژه هاي شوخ خود را چه بغمزه آب دادي
دل عالمي ز جا شد چه نقاب برگشوديدو جهان بهم برآمد چه بزلف تاب دادي
در خرمي گشودي چه جمال خود نموديره درد و غم ببستي چه شراب ناب دادي
ز دو چشم نيم مستت مي ناب عاشقان راز لب و جوي جبينت شکر و گلاب دادي
همه کس نصيب خود را برد از زکوة حسنتبمن فقير و مسکين غم بي حساب دادي
همه سر خوش از وصالت من حسرت و خيالتهمه را شراب دادي و مرا سراب دادي
ز لب شکر فروشت دل (فيض) خواست کامينه اجابتي نمودي نه مرا جواب دادي
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
یارب این شمع دلفروز ز کاشانه کیست ....جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
حالیا خانه برانداز دل دین من است .........تا در آغوش که می خسبد و همخانه کیست
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
تا منزل آدمی سرای دنیاست
کارش همه جرم و کار حق، لطف و عطاست
خوش باش که آن سرا چنین خواهد بود
سالی که نکوست، از بهارش پیداست
شیخ بهایی
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانی را
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست