ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
[color=#4B0082]قسمت اول وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم تمام افکار مثبت را کنار می گذارم . فکر کردن مداوم در مورد وسوسه تبدیل به نیاز می شود .
و وسوسه یکی از درهای است که بیماری می تواند از ان وارد شود و افکار تنها به دنبال راهی برای انجام دادن ان وسوسه می شود که از ضمیره نا خوداگاه به مغز می رسد و در قسمت ثبت شده نااگاهیاه با من صحبت می کنند وبرای هموار ساختن وپیداکردن راه شروع می شود .
قسمت دوم .
اشتغال فکری ان عمل کاملا به افکار من جهت می دهد وقتی به لذت ان فکر می کنم افکار من یک طرفه می شود ( دید تونلي ) و به عوابق کار فکر نمی کنم و به دلنبال هوای نفس هستم ان زمان از منطق خارج می شودم و ممکن است مرتکب هر اشتباه ی بشوم .
بروز احساساتی مثل : احساس لذت جویی : احساس قدرت : احساس رضایت : احساس به کمال رسیدن : احساس کمبود عشق ونیاز به کامل شدن که زیر بنای تمام این احساسات ترس است .
که منجر به وسوسه می شود .
برای رسیدن به ارامش . باید ایمان و اتکا به خدا پیش برویم .
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
احساس اینکه به این وسوسه جواب مثبت بدهم : یک فکری به سراغ من می آید که به این وسوسه اعتماد داشته باش و اتفاق ناگواری برایت نمی افتد؛ در ان زمانی که وسوسه به سراغم می آید فقط به فکر لذت در آن مورد هستم. بله، آن وسوسه را اعتراف نمی کنم و به فکر خودم اعتماد می کنم و توجیه برای اینکه کاری که من می کنم عادی است و من بیمارم؛ ولی در هر صورت ترس هم دارم (وسوسه یک اشتغال فکری سمج و زودگذر است که هنگام بروز یک مشکل در زندگی من یا توهم کنترل کاری و یا تسکین درد به سراغم می آید) تمرین : مشارکت و اعتراف به وسوسه
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
وسوسه برای من بیشتر در مورد مواد مخدر بود و من به محض اولین فکر خراب بدنبال مواد مخدر میرفتم و اولویت من مواد و رفتارهای اعتیادی بود. من وقتی وسوسه نسبت به چیزی دارم تقریبا مغزم درست عمل نمیکند. چرا که چیزی که مرا معتاد کرده در حقیقت بیماری اعتیاد است نه مواد مخدر و من سالها قبل از استفاده از مواد مخدر بیماری اعتیاد را داشتم و وسوسه و اجبار جزیی از زندگی روزانه ام بود. وقتی وسوسه میشوم که بیماریم فعالتر است
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 21
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
احساس دلشوره یا احساس تردید احساس گیر کردن دوراهی عقل ونفس که برم یا نه؟
طریقه خاص:فکرمیکنم-بهامیدم-میکارم-ابیاری میکنم-باورش میکنم -مخفی میکنم -خودفریبی میکنم -...........میشه اجبار
ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
وقتی به چیزی وسوسه دارم انرژی ذهنی ام به تحلیل می رود و شروع به نقشه کشی "قضاوت "کنترل دیگران می کنم و در این حال فکرمن انواع توجیح و بهانه ها را خلق میکند تا آن را موجه نشان دهد سیستم انکار من هم به کمک آمده تا موانع موجود بین من و انجام آن کار را از میان بر دارد ضمنا ناگفته نماند که وجدان من هم تا حدودی در گیر شده و پیام هایی برای متوقف شدن وسوسه فکری به من ارسال می کند...[img]images/smilies/heart.gif[/img]
الهی بینایی ده که در چاه نیفتیم...
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
يك احساس بيقراري و پريشاني و وسوسه فكري پيدا مي كنم و تا به كار ديگري دست نزنم وسوسه از ذهن من بيرون نمي رود . در اين حالت افكار من در بين راه و بر سر دو راهي قرار مي گيرد كه فلان كار را بكنم يا نكنم به نوعي وجدان بيمار و وجدان بيدار در مقابل يكديگر قرار مي گيرند .
وسوسه اول روان را اشغال مي كند و روح را تحت تأثير قرار ميدهد و بعد جسم را به حركت در مي اورد و تحت تأثير قرار ميدهد. جنبه مثبت وسوسه در وجود من گاهي اوقات ايجاد مي شود كه آن را تمايل به كارهاي مثبت مي ناميم تمايل همان زماني است كه وجدان بيدار در وجود من كار ميكند و مرا به طرف كارهاي مثبت هدايت ميكند .
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
بله زمانی که وسوسه دارم تمام فکر و ذکر من در اجاره آ ن وسوسه است در خیلی از مواقع به آن عمل میکنم مگر از عهده آن برنیایم خیلی هم سعی می کنم با آن کنار بیایم ولی حریف نمی شوم/ وسوسه نسبت به هر چیزی مکن است باشدهر کدام باعث احساسی میشودمثل ترس کمبود ضعف ناتوانی سکس مواد قمارو پرکردن هر خلائ دروسوسه ما دید تونلی پیدا مکنیم وافکار ما فیلتر میشودفقط به آن لذت فکر می کنیم وبه عاقبت وخطرات پیرامون توجه ای ندارم وقتی وسوسه میشویم باید ببینم چه احساسی داریم آیا اگر بدست آوریم خلائ ما پر می شودآیا به جوانب کار فکر می کنیم آیا بعد از بدست آوردن این وسوسه پشیمانی واحساس گناه وترس نمشود آیا همان وسوسه بیشتر نمی شود آیا انجام آن کار برای یکبار مارا تکمیل می کند ویا یکبار زیاد وهزاربار کافی نیست پرهیزکامل از زمین بازی است که باید رعایت کنیم
چون درآن کوچه خری موردار شد........صد سگ خوفته بدان بیدار شد...........
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 8
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
وقتی به چیزی وسوسه پیدامیکنم اول احساس لذت طلبی به من دست میدهدوپشت سرآن احساس نیازبه آن چیزراپیدامیکند وافکارمن بدنبال طریقه ای است که به هرنحوممکن به آن وسوسه عمل کنم
ارسالها: 9
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
وقتي وسوسه بسراغم مي ايد اولين جيزي كه حس ميكنم بيقراري است و احساس خالي بودن ميكنم و افكار من بدنبال راهي براي فرار ازين وضعيت ميكردد .فكرم سر2 راهي قرار ميكرد .بهم انواع راههاي نزديك براي خروج ازين وضعيت را ميدهد يا فورا برخوري ميكنم يا سيكار ميكشم يا باي اينترنت و تلوزيون مينشينم و يا با غرغر كردن بدنبال تخليه احساس بد هستم و فكر ديكرم در زمان وسوسه با وجدانم در جنك ميشود.