ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
2013-10-17، 11:16
(آخرین ویرایش: 2014-01-05، 08:55 ، توسط mehdiast.)
قدم سوم چه احساسی را در شما بر می انگیزد؟(توضیح دهید)
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
احساساتی که ما در قدم سوم تجربه می کنیم مثل این است که ما از بلندی بترسیم اما بر فراز آن بلندی منتظره زیبایی باشیم .(مثال همه دوست دارند به بهشت بروند اما از مردن مي ترسند.)هر مقدار که منتظر آن منظره زیبا باشیم این احساس ترس در ما کمرنگ تر می شود ودر ما تمایل به دیدن منظره بیشتر می شود.هر گاه ایمان به قدرت مافوق بیشتر شود ترس وتزلزل ودوگانه گی در ما کمتر است .قدم سوم با همه نا آشنا بودن آن برای ما احساس بی نیازی وآزادی را به ارمغان می آورد .اعتماد ،ایمان ،وابستگی ومتکی بودن به خداوند مستلزم رفتاری در خور آن است هر مقدار ما به طرف آن حرکت کنیم به همان نسبت بیشتر او را حس ودرک می کنیم و هر مقدار که از وابستگی ها جدا شویم به همان مقدار وصل تر می شویم واحساس بی نیازی بیشتری را تجربه می کنیم.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 676
موضوعها: 513
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
12
برای من حس اینکه یک حامی مهربان را دارم و درک این باور برای هر کس به صورت شخصی میباشد
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
ارسالها: 9
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
من احساس میکنم که خداوند در همه جا و همه چیز مرا یاری میکند و این باعث می شود که ما در برابر زندگی و مشکلاتمان صبور باشیم[[b][align=center]
ارسالها: 4
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
دیدی وقتی از کسی میترسی اگه تو خیابان داره میره تو از طرف مخالف آن میری که نکند پرش بهت بخور . رابطه من با خدا اونطوری بود از ترسی که داشتم هرجا حرف خدا بود من فراری بودم . تا به قدم سه که رسیدم دیدم نه من در اشتباه بودم کسی که من دوست داره از همه بیشتر خدا است اونی که تا حالا دستم را گرفته خدا است نه زرنگی خودم پس به این نتیجه رسیدم کسی که این همه دوستتم داره بهتر من هم بهش اطمینان کنم هرچه دارم بهش بدم .
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
وارد شدن به قدم سوم حال عجیبی در من ایجاد کرده است! با کارکردن دو قدم قبلی احساس میکردم سپری؟ که سالها با استفاده از غرور کاذب و دیگر نواقصم به دورم کشیده بودم الان افتاده و مثل یک آدم لخت و عریانی شده ام که هم خودم و هم دیگران میتوانند ، چهره واقعیم را ببینند! (چون فکر میکنم دیگر نمیتوانم از نواقصم برای استتار استفاده کنم و این موضوع مرا از مواجهه با خودم و دیگران میترساند!) از طرفی هم خوشحالم؟ چون فکر میکنم الان در مسیر درستی هستم و تصمیمی که قرار است در این قدم بگیرم ، خیلی مهم و حیاتی است. من در انجمن فهمیدم قبل از آمدن به گروه ، بدون اینکه بدانم سه قدم اول را کار کرده ام! ( و این همه تعقیر در من به وجود آمده ) الان دارم فکر میکنم وقتی با آگاهی و اراده ( با کمک نیروی برتر ) قدمها را کار میکنم ممکن است چه منافع سرشار معنوی و مادی نصیبم شود! ( آماده شدن برای ارتباط آگاهانه با نیروی برتر )...
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه