ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
2013-11-04، 08:18
(آخرین ویرایش: 2014-02-02، 09:35 ، توسط mehdiast.)
با توجه به اینکه این روش های راهنما بودن کاملا شخصی است و ممکن است حتی درست نباشد لطفا به کتابچه راهنما و رهجو یا پمفلت ان و یا صفحه93 و 94 کتاب چگونگی کارکرد قدم مراجعه نمایید.درست ترین جوابها در نشریات ان ای است
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
عی میکنم به خداوند اجازه دهم در صورتیکه او صلاح دانست فردی را سر راهم قرار دهد و ابدا نقش کارگردان را بازی نکنم در حقیقت من وسیله و ابزار خداوند باشم چون او میداند که چطور مرا راهنمایی نماید من هروقت که رهجو نیاز داشت برایش وقت میگذارم و کلاس قدم هم هفتگی و مرتب البته رهجوی بی برنامه هم داشته ام که من در برابرشان عاجزم آنها خودشان باید تمایل داشته باشند من میتوانم راه را نشانشان دهم و ماهیگیری را یادشان دهم با دادن یک ماهی و راه انداختن به روش فوری و اجباری کارساز نیست من سعی دارم رهجویانم را آزاد بگذارم تا هرقدر طالب هستند بتوانند از سفره باز دانش و آگاهی و تجربه ام استفاده کنند ولی هرگز تحمیل نمیکنم عقایدم را
ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
شخصی
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 475
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
اعتبار:
0
9_ازنظرمن راهنمابودن یعنی انسانیت رابه مرحله عمل درآوردن،بدون هرگونه توقع وزیربنایی.
همیشه دعاکرده ام وازخداوندخواسته ام تا عشق خدمت رادردلم زنده نگه دارد.
همیشه سعی کرده ام دوگوش شنواداشته باشم،وازدادن راهکار حذر کرده ام،درکارهای خصوصی رهجویانم دخالت نمیکنم،وبرای قبول حرفهایم اصرارنمیکنم،درمسائل خانوادگیشان به هیچ عنوان دخالت نمیکنم،وهرگز اجازه نمیدهم مسائل مالی دراین رابطه وارد شود،درمواقعی که خطر راحس کنم حتما به آنهاهشدارمیدهم مانند عدم حضورشان درجلسات،هرهفته کلاسهای قدم باید رأس ساعت تعیین شده شروع شود ودوستان نیز باگرفتن تجربه به سوالات خودپاسخ داده باشند،ومن هم بعدازشنیدن تجربه های آنها،تجربه های خودم رابدون داستان سرایی دراختیارشان میگذارم.درموردشان کنترل وقضاوت وسرزنش نمیکنم وگمنامی شان راصددرصدحفظ میکنم.آنهاراازعواقب کارهایی که مشورت میکنندآگاه میکنم وترازکارهایشان رادرمیاورم،اماتصمیم گیری را به عهده خودشان میگذارم،اگر از پاسخ سوالی اطلاع نداشته باشم صادقانه اقرارمیکنم وازتجربه های راهنمایم استفاده میکنم،اعتمادبنفس را ازرهجوهایم نمیگیرم،سعی میکنم همیشه در دسترسشان باشم بامسائل آنها احساسی برخورد نکرده وازبالاهم به آنها نگاه نمیکنم،بیشتر روی وظایف خودم تمرکز دارم،اصول رابیشترتمرین وتکرارمیکنم وعشق ومحبت،سرلوحه روابطم میباشد.?