ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
«نظریه شفابخش این بود، که من نباید به هیچ چیز وابستگی داشته باشم به هیچ حس مطلقی به هیچ شخص یا گروه خاصی و به هیچ موقعیتی. تا بتوانم انسان کاملی باشم. این دغدغه دائمی انسان است. من میدانم که عیب اصلی زندگیم میل به وابستگی مطلق به پاداشهای غریزی ، داشتن جایگاهی در جامعه و به امنیت مادی و عاطفی و به داشتن عشقی درست بوده است. من همیشه چه به صورت خودآگاه و چه ناخودآگاه این چیزها را به عنوان شرایط اصلی خوشبختی خواسته ام ....»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
وقتی که کودک بودم رگه هایی از آنچه که مرا به طرف الکل می کشاند کم کم در وجودم پرورانده می شد. در شهر کوچکی در ورمونت در سایه کوه الوس بزرگ شدم.
از همان ابتدا به این کوه عظیم الجثه نگاه می کردم و با خود فکر می کردم که آیا می توانم روزی به بالای این کوه بروم. اما خیلی زود با آب نباتی که خاله ام برایم آورده بود این فکرها از ذهنم خارج شد. اینک پس از سی و پنج سال که از آن روزها می گذرد هنوز دنبال آب نبات هایی هستم که زندگی دراختیارم می گذارد و دیگر اصلا به کوه عظیم فکر نمی کنم.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم