ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
کلاس پنجم بودم با تشویق پدرم نماز خوندن رو شروع کردم .داشتم نماز می خوندم عمه اومد خونه دید دارم نماز میخونم گفت آفرین چنان خوشحال شدم نماز رو شکستم گفتم عمه روزه هم هستم تازه.....!!!!!
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
* اعتراف مي کنم يک روز به محض خروج از منزل احساس کردم گوشيم رو جا گذاشتم، براي همين سريع جيبم رو زير و رو کردم و با گوشيم زنگ زدم به خونه که خبر بدم اگه کسي زنگ زد به گوشيم... که ناگهان با عمق فاجعه روبه رو شدم!
* اعتراف مي کنم يک زماني بر اثر جاهليت مي خواستم از تمام خانواده انتقام بگيرم رفتم دمپايي هاي دستشويي رو خيس کردم! خودم مي دونم فکر پليدي بود!
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
اعتراف می کنم که:2ماه به همه گفتم خطم سوخته .خواهرم نگاه کرد ،دید سیم کارت را بر عکس انداختم تو گوشی ......
اعتراف می کنم : بچه که بودم مادرم جرات نمی کرد با من سوار تاکسی بشه ،چون می دونست اگر راننده آهنگ بذاره من شروع به رقصیدن .اون هم چه جوری...
اعتراف می کنم . دیروز مامانم بعد از مدتها موهایم را شونه می زد و اژه "خرکیف "دوباره برام معنی شد [/size][/color][/i][/align]
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
بــاید اعتــراف کـنم
بدتـرین لحظـه اون موقعـی بود که سـر امتـحان دبیر مـیومد
بالا سـرم وامیســتاد و نیگام میکــرد،منم عرق شـرم میریختمو چرتو پرت مینـوشتم!
البته این تا دوره راهــنمایی کابوس بود،دوران دبیــرستان
دیگه تا دبیر میومد بالاسرم میذاشتم بـرگه سفیدمو بـبینه
تازه با 1لبخـنده طرح مــونالیزا بش میگفتم اگه کـمک میکنی بالا سرم وایسا !...! بعــــله..
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 672
موضوعها: 14
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jun
اعتبار:
302
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....
ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
اعتراف میکنم...
کس نخارد پشت من جز ناخن همدرد من
[img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img]