امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 4.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
الان
#1
الا..، ای نکهت سکرآور گل
جمال دلکش و خوش منظر گل
ترا گل خواندم اما بس خطا شد
که داری صورتی زیبا تر از گل
پاسخ
#2
ز مغروری کلاه از سر شود دور

مبادا کس به زور خویش مغرور



بسا دهقان که صد خرمن بکارد

ز صد خرمن یکی را برندارد
پاسخ
#3
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست ؟ عشق کدام است ؟ غم کجاست ؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
پاسخ
#4
بشو یاد تو ای مه پاره هستم بروز از درد و غم بیچاره هستم تو داری در مقام خود قراری مویم که در جهان آواره هستم
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#5
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن فردا که نیامدست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#6

می روم تا آسمانی تر شوم ......غرق نور شور و بال و پر شوم
می روم تا خویش را پیدا کنم ....خوبش را در نا کجا پیدا کنم
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#7
در دیده ی ما نقش رخ دوست اگر نیست
یادش به دلم لحظه ای از سینه جدا نیست
در سینه ی بی کینه ی ما نقش تو جاریست
هرچند که در دیده ی ما جای تو خالیست
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#8
مثل عادت نیستی تا ساده انکارت کنم
تو نفس های منی باید که تکرارت کنم
مقتضای بودنی یعنی که بی تو نیستم
زندگی بخشی و باید عمر ایثارت کنم

تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#9

در وطن غریبانم ،نمی دانم چرا ......روز وشب سر در گریبانم ،نمی دانم چرا
هر که از روی دل جانم فدایش می کنم ....مثل عقرب می زند نیشم،نمی دانم چرا
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#10
[img][تصویر:  f929068814.jpg][/img]
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان