امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عاشقی
#21
اگر چه عاشقی پر شور بودیم

به خود نزدیک و از هم دور بودیم

شب و روز از جدایی می‌سرودیم

من و تو وصله‌ای ناجور بودیم
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#22
[تصویر:  139978491531.jpg]
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#23
عاقبت يك روزمغرب محو مشرق ميشود"عاقبت غربىترين دل نيزعاشق ميشود"شرط ميبندم زمانى كه نه ديراست و نه زودمهربانى حاكم كل مناطق ميشود
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#24
[تصویر:  1399872914141.jpg]
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#25
دریا اگر سر می زند بر سنگ ، حق دارد
تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است !
.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#26
[[تصویر:  tarahaanfarvardinafsaneh11.gif][
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#27
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود ،
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی ،
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و ...
و من همچون غربت زدای در آغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید.
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت ،
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#28
[font][bgcolor=#FFFF00]خوشبختی داشتن کسی ست[/bgcolor][/font][font][bgcolor=#FFFF00]که بیشترازخود ، تو را بخواهد[/bgcolor][/font][font][bgcolor=#FFFF00]و بیشتر از تو … هیچ نخواهد . . .[/bgcolor][/font]
پاسخ
#29
نفس
اگه حتی بين ما فاصله يك نفسه
نفس منو بگير
برای يكی شدن اگه مرگ من بسه
نفس منو بگير
ای تو هم سقف عزيز ای تو هم گريهء من
گريه هم فاصله بود
گريهء آخر ما آخر بازي عشق
ختم اين قائله بود
حدس گر گرفتنت در تنور هر نفس
غم نه ، اما كم كه نيست
هم شب تازهء تو تركش پرتير عشق
سنگ سنگر هم كه نيست
خوب ديروز و هنوز طرحی از من بر صليب
روي تن پوشت بدوز
وقت عريانئ عشق با همين طرح حقير
در حريق تن بسوزپلك تو فاصلهء دست و كاغذ و غزل
من و عاشقانه بود
رستن از پيلهء خواب ای كليد قفل شعر
خواب شاعرانه بوداز ته چاه سكوت تا بلندای صدا
يار ما بودی عزيز
در تمام طول راه با منه عاشق ترين
هم صدا بودی عزيزحدس رو گردون شدن از من و از راه ما
باور بی ياوری
روز انكار نفس روز ميلاد تو بود
مرگ اين خوش باوری
خوب ديروز و هنوز طرحی از من بر صليب
روی تن پوشت بدوز
وقت عريانی عشق با همين طرح حقير
در حريق تن بسوزتو بگو غيبت دست غيبت هر چه نفسبين ما فاصله نيست
غيبت آخر تو كوچ مرغان صدا
ختم اين قائله نيست
اگه حتی بين ما فاصله يك نفسه
نفس منو بگير
برای یكی شدن اگه مرگ من بسه
نفس منو بگير
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
پاسخ
#30
چقدر دور شده ام
 
از آن روز های خوب
 
چقدر
 
دلتنگ و بی تاب شده ام
 
برای داشتن تو
 
بی تو
 
انگار هر روز بیشتر
 
از دیروز میمیرم . . . آه
 
! “ تو ” تا به کی قرار است
 
اینهمه غرقت شوم
 
بی احساس . . . !
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  فصل عاشقی MOZHGAN 6 3,577 2015-02-20، 03:54
آخرین ارسال: Arghavan
  عاشقی abbas 31 14,155 2014-08-22، 01:51
آخرین ارسال: sadaf

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان