امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشاعره ( با حرف آخر شعرم , شعر بنویس ..............)
#41


در مکتب حقایق پیش ادیب عشق .........هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی .......تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
یک دم غریق بحر خدا شوی گمان مبر ......کز آب هفت بحر به یک مو تر شوی
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#42

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
تو همه راز جان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#43
تب کردن تو، مُردن من هر دو بهـــــــــانه

عشق است که بین من و تو در تب‌وتاب است
پاسخ
#44
تو ای تنها تر از تنها به دنبال تو می گردم

توای پیدا و ناپیدا به دنبال تو می گردم
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#45

lما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی .........آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او ..........زانکه با زاغ و زغق شهپر دولت نبود
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#46
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#47
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا در گذریم با هفت هزار سالگان سر به سریم
پاسخ
#48

من آنم که چون جام گیرم به دست ......ببینم در آن آینه هرچه هست
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#49
تو نیکی کن به مسکین و تهیدست
که نیکی خود سبب گردد دعا را
پاسخ
#50
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مشاعره Atlas 64 27,973 2015-02-21، 09:58
آخرین ارسال: mohammad

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان