ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
باز باران بی ترانه ، گریه های بی بهانه میخورد بر سقف قلبم
یادم آید روی ماهت باورت شاید نباشد که دلم تنگ است برایت.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
مي ترسم که عمر مجال دوباره ديدنت را ندهد.
دوست من .اشکم سرازير ازحسرت روزهاي هدر رفته است .
اگر آمدي ونشاني من به گورستان شهر بود .
فقط خوبيهايم را به خاطر آور ...
هر آدمي تو زندگيش
يه بي معرفت داره
كه اون بي معرفت
دوست داشتني ترين آدم روزگاره.....!
رابطه ای که مرد/ دیگه مرده
هرروزو هر دقیقه نبضشو نگیر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 676
موضوعها: 513
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
12
.چه خوب میشد یه روزی از همین روزا خدا میومد بوسم میکرد و میگفت همه ی سختی های این مدت شوخی بود... میخواستم ببینم جنبه داری یا نه!
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
یادگاریم ازروزام چی بودبجزپوچی ودود
دودمیکنم سیگارمو این دنیاجای من نبود
.
بهانه ای برای سیگار های پشت سر هم ندارم…جز این که بگویم از کبریتم یک چوب بیشتر نمانده است…
.
.
روزگارعجیبیست!!!
من به تو معتادم …
تو مرا ترک میکنى …
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
باتو هستم ای غريبه،
آشنايم ميشوی؟
آشنای گريه های بي ريايم ميشوی؟
من تمام درد باران را خودم فهميده ام ...
مثل باران آشنای بي صدايم ميشوی ؟
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
درد میکشد بغض ، وقتی اشک هم آرامَش نمیکند …
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 202
موضوعها: 1
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
34
روزها پر و خالی میشوند مثل فنجان های چای در کافه های بعد از ظهر اما هیچ اتفاق خاصی نمی افتد
اینکه مثلا تـــــــــو ، ناگهان در آنسوی میز نشسته باشی !
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
وقتی باران بارید ..
غنچه ای خندید و شکفت ..
باز باران دونه دونه برزمین تشنه بارید ................
باران آمد عشق آمد
زندگی خندید مست ازعشق باران
دل را به دست باران دادم
منتظر بوسه هایت بودم زیر باران رفتم خودرا رها کردم
و به دست باران دادم ..
دلم را به باران سپردم ..
با باران همراه شدم ،
باریدم کاش دلتنگی هایم را باران بشوید
نمی دانم چرا باز دلتنگم
دلتنگی مرا جز بوسه های باران توآرام نمی کند
می خواهم تو باران باشی
میدانی ابر باشد وباران باشد وتو نباشی
دوست ندارم نه دوست ندارم من باران بوسه های تو را می خواهم
من بغض باران ابر دلتنگ رابا صدای دوستت دارم ...
دوست دارم
می خواهم با صدای دوستت دارم
قلب ابر سیاه را بشکافی و بباری
چون سیل بر روی این تن تشنه بباری
نمی بینی زمین احساسم از نبود لمس باران عشقت خشکیده
بیا باجوانه هایی از عشق
بیا من منتظر لمس تو وآغوش تو باران هستم
عشق یعنی فقط بوسه باران ولمس آغوش زمین تشنه باران
[
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
هوا ابری است ...
شاید باران ببارد ....
بوی خوش باران ذره ای از بوی مهربانی توست
و زلالی قطراتش یادآور صداقت کلام توست ...
باران را دوست دارم چراکه تو را نیاز دارم....
هوا ابری است .....
چرا باران نمیبارد!!!!!!!
چه سکوتی اینجاست...........
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 672
موضوعها: 14
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jun
اعتبار:
302
پاييز ، ابرهايت را بفرست ...
به سرزميني كه او هوايش را تنفس ميكند ....
تا ببارند ...
مگر نميداني ، باران او را عاشق تر ميكند ...
مگر نميداني قلبش بي تاب ميشود ...
و ذهن اش آرام ...
پس بباااااااار ...