ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
2013-10-13، 11:44
(آخرین ویرایش: 2014-01-05، 08:50 ، توسط mehdiast.)
چرا نمی توانیم از تجربه درد آور ترک های قبلی برای خودداری از شروع مجدد استفاده کنیم؟
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
ماچشما نمان را بر روی حقیقت که همان مشکلات وبدبختیهای زندگی بود می بستیم ما هیچگاه حاضرنمی شدیم که ببینیم کجا بودیم ومواد مخدر ما را به کجا کشاند .ما در خود فریبی استاد بودیم وبدلیل نداشتن صداقت همه چیز را انکار می کردیم و فراموش می کردیم که پاک بودن چه موقعیت هایی را برای مامحیا می کرد پس بدلیل داشتن انحراف فکری با کوچکترین احساس منفی ازقبیل بی پولی و............... خیلی زود به مواد مخدررو می آوردیم
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
اعتیاد پس از مدتی به صورت اتوماتیک درمی آید . منظور این است که بخش بزرگی ازبیماری ما در ضمیر ناخود آگاه ما قرار دارد و از آنجا هدایت و کنترل می شود . در اوایل مصرف به خاطر خلاء درونی که همه ما آنرا داریم و نقش مواد مخدر به عنوان کند کننده ذهن و لذتی که مواد مخدر به ما می دهد ( جسمی و روحی ) ، در ضمیر ناخود آگاه مان ثبت می شود که مصرف مواد مخدر مساوی است با لذت و آرامش ذهن . وقتی دوران طلایی اعتیاد سپری شد ، من معتاد مجبورم برای رسیدن به آن لذت ثبت شده ، هر روز مواد مصرفی خودم را بیشتر کنم و تا زمانی که چیز دیگری قویتر از آن لذت ثبت شده جایگزین آن نشود نمی توانم درست فکر کنم چون بیماری مدام در گوش من زمزمه می کند که بدون مواد مخدر هیچ کاری نمی توانی بکنی و اگر مواد نکشی نابود خواهی شد!
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 8
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
چون من سید علی فراموش کارم یادم میره زمان مصرف کی بودم از کجا امدم و چرا این جاهستم من زمانی که مواد را میبینم به لذت مواد فکر میکنم نه به اون روز هایی که به خاطر مواد چه درد هایی کشیدم من باید بنویسم تا یادم نره که از کجا امدم چون همون طوری که گفتم من اگر ننویسم فراموش میکنم و یادم میره که چه بلایی به سر من اورده این مواد
ارسالها: 124
موضوعها: 8
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
36
قبلا که ترک میکردم بعد از چند روز پاکی یه نیرویی من رو از جام بلند میکرد و تا مصرف مجدد هیچ اختیار یا توانی نداشتم.بر خلاف میلم میدونستم زندگیم بدون مواد بهتره راحت ترم ولی علی رغم میل باطنی مصرف میکردم.
وسوسه شدید مصرف،فراموشکاری،خودفریبی،عدم آگاهی از بیماریم و نواقصم و این جمله زیبا که یکبار زیاد و هزار بار کافی نمی باشد.
ولی الان با کارکرد قدمها و اصول برنامه مادامی که در زندگیم باشن از تجربه درد آور لغزش میتونم استفاده کنم.
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
متاسفانه معتاد فراموشکار است و فقط جلوی چشمش را میبیند مثلا خود من هنگام ترکهایم از درد پر پر میزدم اما بعدش فقط به لذتهای مئاد فکر میکردم و باعث میشد فراموش کنم مواد چه بلایی سرم اورده است.با دانش این انجمن من توانستم پاک بمانم نه با اراده خودم چرا که اراده به تنهایی کافی نیست
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
دردمن فراموشی واحساس توانایی بود هربار که ترک میکردم بعد
چندروز یه حسی سراغم می آمدو مدام در گوش من زمزمه میکرد
که تو میتونی کنترلی مصرف کنی یا اینکه این بار با دفعات قبل
فرق میکنه ویا اینکه فکر میکردم من با بقیه فرق دارم و زندگی
بدون مواد برای من غیر ممکن است.همین افکار باعث می شد
براحتی تسلیم شوم و مجدد مصرف کنم....
ارسالها: 26
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
چون همواره من به لذت موادفکرمی کردم تابه ذلت آن وراهکاری برای درحالت ترک باقی ماندن نداشتم.چون افکاروتجربیات ماپوچ،توخالی وبی اساس بودولی باآمدن به جلسات وکارکردقدم هابیماری خودمان رابهترمی شناسیم ودرک می کنیم که تجربه ماکافی نیست
ارسالها: 1
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2018Sep
'GOMNAM dateline='' نوشته است: چرا نتوانيىم
مي توان از تجربه تلخ گذشته براي پاك ماندن استفاده كنيم. اگر اين تجربيات و شكسته نبود چيزي به اسم درد و گذشته تلخ هم نبود. اما فراموش كردن اين تجربه ها و شكست ها ما را دوباره به چالش مصرف مي كشاند
چرا نمی توانیم از تجربه درد آور ترک های قبلی برای خودداری از شروع مجدد استفاده کنیم؟
ارسالها: 3
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2021Oct
(2013-10-13، 11:44 )GOMNAM نوشته است: چرا نمی توانیم از تجربه درد آور ترک های قبلی برای خودداری از شروع مجدد استفاده کنیم؟
من نمیتونم به درد کشیدن های گذشته، و تجربه ی چند باره شکست در قطع مصرف تکیه کنم، چون بخش بزرگی از بیماری من ریشه در ناخودآگاه من داره. ینی من وقتی در شرایط خاصی قرار میگیرم، رفتارهام و عکس العمل هام بصورت اتوماتیک شکل میگیره. این ماهیت وجود منه، نمیتونم ازش فرار کنم.
من نمیتونم به تجربیاتی که داشتم متکی باشم چون همیشه دلایلی وجود دارند که از نظر منطقی بهم میگن «ایندفعه فرق میکنه چون تو دیگه اون ادم قبل نیستی! یا شرایط دیگه مثل قبل نمیشه! یا ... » خلاصه هر بار بهانه ای هست که خودشو کاملا منطقی نشون میده، اما واقعیت اینه که من بارها کنترلم رو از دست دادم.
من گاه و بیگاه در شرایطی قرار میگیرم که درک واقعیت برام سخت میشه و من فراموش میکنم بیماری من چطور از جنبه های مختلف زندگیمو تحت تاثیر قرار میده.