ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
یه بارم بعد از کلی شیشه پاک کردن و زمین سابیدن و درو دیوار شستن، مامانم اومده خیلی شیک میگه:
آخـــــــــــــی عزیـــــزم! خستـه شدی؟!!
گفتم: پـــَ نـــَ پــــَ !! داشتم گرم میکردم که برم قالی هارم تو حیاط بشورم....
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا میکردم مثل هرکول دودستی کمدمو تو بغل میگرفتم جابجاش میکردم مادرم از راه رسید پرسید کمدتو جابجا میکنی؟
گفتم پ ن پ دلش گرفته بود بغلش کردم دلداریش بدم !
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پَ نه پَ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازیم!!!
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم ، بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه !
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
از مترو واسه دانشگاه تاکسی گذاشتن...سوار شدیم...دوستم میگه پول میگیرن؟؟
پ نه پ فی سبیل لالله کار میکنن... واسه تولید علم!!!
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
[/color][/font][/size]میخوایم بریم خونه ی جدیدمون ، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم ؟!!
میگم : پـَـــ نــه پـَـــ راست کلیک کن ، کات کنشون ، برو تو خونه جدیده پیست کن ! [/align]
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
رو دیوار مارمولک بود،داداشم دیده میگه مارمولکه؟
پـَـــ نــه پـَـــ سوسماره معتاد شده به این روز افتاده ببین عبرت بگیر
ارسالها: 235
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
86
دارم ماشینمو میشورم،دوستم میاد میگه داری ماشینتو میشوری؟؟؟؟؟
پ ن پ آبیاریش میکنم بلکه رشد کنه بشه کامیون
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
رفتم مغازه میگم ببخشید تخمه دارید؟
میگه کیلویی؟
گفتم پ… یهو داد زد خفه شو، چیه شما جوونا یادگرفتین میگین پ ن پ!
گفتم پنیرم میخواستم!
بدبخت کلی عذر خواهی کرد گفت :پنیر کیلویی بدم؟
گفتم پ ن پ متری بده!!!
بعد در رفتم… خخخخخ
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 672
موضوعها: 14
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jun
اعتبار:
302
به داداشم ميگم : برو عصاي آقا جون رو بيار ....ميگه آقا جون ميخاد بره ؟؟ ...
پ ن پ : ميخواد به اذن پروردگار عصا را تبديل به اژدها كنه .....
نفس نفس زنان خودم را به اتوبوس رسوندم .....راننده ميگه : سوار ميشي ؟
ميگم : پ ن پ آمدم سفر خوشي رو براتون آرزو كنم .....
زنگ زدم 110 ميگم : آقا اينجا دزد آمده ، ما گرفتيمش لطفا كسي را بفرستيد ...
مي پرسه : ميخواهيد شكايت كنيد ؟؟
پ ن پ شبيه زنگ زديم بگيم : وسيله همراهش نيست شما تا يه جايي برسونينش !!...تو خيابون نمونه اين موقع شب ...
رفتم دادگستري يارو ميگه : شكايت داريد ؟؟
گفتم : پ ن پ _ يه خورده برنج آورديم با ترازوي عدالت وزن كنيم ...
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....