ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
شما چه موقع می فهمید که وقت آن است که برخلاف تصمیم اکثریت صحبت کنید؟ و چه وقت باید تصمیمی را بپذیرید و تسلیم وجدان گروه گردید؟
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
.
زمانی که من احساس کنم تصمیمی که گرفته می شود برخلاف اصول معتادان گمنام است و به گروه من و انجمن در کل ضربه می زند ، وظیفه دارم آگاهی لازم را به اعضاء بدهم ، حتی اگر در اقلیت مانده و صدایی تنها باشم .
در جلسات اداری مکرر دیده ام موقعی که موضوعی مطرح می شود چند نفری که در تائید آن صحبت می کنند ، مابقی اعضاء هم از موضوع حمایت می کنند اما موقع رای گیری می بینیم نیمی از افراد رای نمی دهند . کاملا مشخص است که اینها مخالف هستند و یا لاعقل در رای دادن تردید دارند ، اما به دلایل مختلف از جمله ترس از در اقلیت ماندن نظر مخالف خود را ابراز نمی کنند .
وقتی که من در چهارچوب اصول انجمن در مورد مطلبی به گروه آگاهی لازم را دادم ، وظیفه ام را انجام داده ام و باید خواست خدا را بپذیرم و تابع رای گروه باشم حتی اگر گروه به نظر من اهمیتی ندهد و آنرا نپذیرد .
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
همانطور که دوستمان پاسخ داده اگر احساس کردم تصمیم گرفته شده بر خلاف مصالح معتادان گمنام و گروه است حرفم را میزنم اما بلافاصله قدم 3 را به کارگرفته و دیگر کنترل نمیکنم.من در واقع با گفتن و رها کردن وظیفه ام را انجام داده ام
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست