ارسالها: 398
موضوعها: 18
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
100
سلام . من احساس خوبی نسبت به این سوال دارم ولی هنوز ترسام اجازه نمیده قدرتمندانه بسپارم. احساس خوبم بخاطر این که دیگه تحمل این همه بار سنگین ندارم و یه حامی پیدا کردم که خیلی با اطمینان میتونم بهش اعتماد کنم و ترسام بخاطر اینه که هنوز به مرحله پذیرش به معنای واقعی نرسیدم و وقتی به نتیجه دلخواه خودم نمیرسم عصبانی میشوم دوباره خدا رو فراموش میکنم و همین جا دعا میکنم که همه به این احساس آرامش واقعی دست پیدا کنن و به معنای واقعی سپردن زندگی به قدرت برتر برسن. آمین
ارسالها: 179
موضوعها: 15
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
62
احساس آرامش دارم برای اینکه قدرت بردن این کوله بار راروی دوشم دیکه ندارم ولی از طرفی هم دچارترس می شم چون من یک وابسته درحال بهبودی هستم وتازه حرکت درمسیر بهبودی رااغاز نموده ام پس اینکه ترسهام احاطه ام میکنن وباعث بی اعتمادی می شن وحتی گاهی بهم می گن اعتماد نکن اگه باسرخودت راه بری بهتره ولی وقتی برمیگردم مقایسه می کنم ومی بینم که داره آرامشمم بهم میخوره اونوقت هست که دیگه می بینم برام فرق کرده وتاحدودزیادی تسلیم شده ام .