ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
.
آيا ما زماني كه | بيمارمان | درحال پاكي و عدم مصرف است احساس خوبي داريم و زماني كه در حال مصرف است حال بد ؟ ما چطور مي توانيم مشكلات شخصي خود را از او جدا كنيم ؟
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 924
موضوعها: 113
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Aug
اعتبار:
75
در گذشته شادی من دستان بیمارم و به خواست او بود هر وقت او شاد بود من هم خوشحال بودم و ناراحتی من نیز تحت تاثیر او قرار داشت .و او نیروی برتر بود.من حق شادی را در کنار خانواده نداشتم چون او بدش میامد و این باعث میشد که من شادی را بیرون جستجو کنم و به تنهایی نمیتوانستم شاد باشم و خودم هو تلاشی برای شادی و خوشحال کردن خود نمی کردم. اما امروز الاتین به من یاد داد که من مسول شادی و ناراحتی خود هستم و بیمارم را از رفتارش جدا میکنم و خدا گونه به او نگاه میکنم در این صورت است که پذیرشم را برای بیمارم بالا میبرم و او را سوای مشکلاتش دوست بدارم [img]images/smilies/heart.gif[/img]