ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
ای بینوا که فقر تو تنها گناه تست
در گوشه ای بمیر که این راه راه تست
این گونه گداخته جز داغ ننگ نیست
وین رخت پاره دشمن حال تباه تست
در کوچه های یخ زده بیمار و دربدر
جان میدهی و مرگ تو تنها پناه تست
باور مکن که در دلشان میکند اثر
این قصه های تلخ که در اشک و آه تست
اینجا لباس فاخر که چشم همه عذر خواه تست
در حیرتم که از چه نگیرد درین بنا
این شعله های خشم که در هر نگاه تست
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
گفت دانايي که: گرگي خيره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته مي شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا مي کند
خلق و خوي گرگ پيدا مي کند
در جواني جان گرگت را بگير!
واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
روز پيري، گر که باشي هم چو شير
ناتواني در مصاف گرگ پير
مردمان گر يکدگر را مي درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنايان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غريب
با که بايد گفت اين حال عجيب؟
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد…
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
من دلم میخواهد
خانهای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو…؛هر کسی میخواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کندشرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست…بر درش برگ گلی میکوبم
روی آن با قلم سبز بهار
مینویسم ای یار
خانهی ما اینجاستتا که سهراب نپرسد دیگر
” خانه دوست کجاست ؟ ”فریدون مشیری
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
[bgcolor=#FFF0F5]نشسته بود خیال تو همزبان با من [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]که باز جادوی آن بوی خوش طلوع تو را [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]در آشیانه خاموش من بشارت داد [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]زلال عطر تو پیچید در فضای اتاق [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]جهان وجان را در بوی گل شناور کرد [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]در آستانه در [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به روح باران می ماندی [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ایطراوت محض [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]شکوه رحمت مطلق ز چهره ات می تافت [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به خنده گفتی : تنها نبینمت [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]گفتم : غم تو مانده و شب های بی کران با من ؟[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ستاره ای ناگاه [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تمام شبرا یک لحظه نور باران کرد [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]و در سیاهی سیال آسمان گم شد [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]توخیره ماندی براین طلوع نافرجام [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]هزار پرسش در چشم روشن تو شکفت [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به طعنه گفتم [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]در اینغروب رازی هست [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به جرم آنکه نگاه تو برنداشته ام [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ستاره ها ننشینند مهربان بامن [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]نشستی آنگه شیرین و مهربان گفتی [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]چرا زمین بخیل [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]نمی تواند دید [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ترا گذشته یکروز آسمان با من ؟[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]چه لحظه ها که در آن حالت غریب گذشت [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]همهدرخشش خورشید بود و بخشش ماه [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]همه تلالو رنگین کمان ترنم جان [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]همه ترانه وپرواز و مستی و آواز [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به هر نفس دلم از سینه بانگ بر می داشت [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]که : ایکبوتر وحشی بمان بمان با من [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ستاره بود که از آسمان فرو می ریخت [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]شکوفه بودکه از شاخه ها رها می شد [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]بنفشه بود که از سنگ ها برون میزد [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]سپیده بود کهاز برج صبح می تابید [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]زلال عطر تو بود [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تو رفته بودی و شب رفته بود و منغمگین [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]در آسمان سحر [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به جاودانگی آب و خاک و آتش و باد [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]نگاه می کردم [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]نسیم شاخه بی برگ و خشک پیچک را [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به روی پنجره افکنده بود از دیوار [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]کهبی تو ساز کند قصه خزان با من [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]نه آسمان نه درختان نه شب نه پنجره[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]آه کسی نمیدانست [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]که خون و آتش عشق [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]گل همیشه بهاری است [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]جاودان با من[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5](فریدون مشیری)[/bgcolor]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
[bgcolor=#FFF0F5]شاید محال نیست...[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]آن کس که درد عشق بداند[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]اشکی بر این سخن بفشاند[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]این سان که ذره های دل بی قرار من[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]سر در کمند عشق تو،جان در هوای توست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]شاید محال نیست که بعد از هزار سال[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]روزی غبار ما را،آشفته پوی باد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]در دور دست دشتی از دیده ها نهان[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]بر برگ ارغوانی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]پیچیده با خزان[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]یا پای جویباری[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]چون اشک ما روان[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]پهلوی یکدیگر نشاند[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ما را به یکدیگر برساند![/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] (فریدون مشیری)[/bgcolor]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
[font][bgcolor=#FFF0F5]در فرو بسته ترین دشواری[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]در گرانبارترین نومیدی،[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]بارها بر سر خود بانگ زدم:[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]"هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!"[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار![/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]وَه چه نیروی شگفت انگیزیست[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]دستهایی که به هم پیوسته ست...![/bgcolor][/font]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم