امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
22- چه چیزی هست که من نمی خواهم به دیگران بگویم؟ می توانم از آنجا شروع کنم؟
#1
22- چه چیزی هست که من نمی خواهم به دیگران بگویم؟ می توانم از آنجا شروع کنم؟
پاسخ
#2
خیلی مسائل هست که لازم نیست همه بدانند!برنامه بهبودی اینگونه نیست که مسائل خیلی خصوصی را با همه در میان بگذارم چرا که اینکار باعث اسیبهای بدتر به من و خانواده و دیگران و حتی اعضا خواهد زد‘اما لازم بود با یم نفر صادق باشم و ضمنا ماسک خود را نیز بردارم و خودم را انطوری که هستم قبول کنم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#3
برنامه‌ الانان بدینگونه نیست که من تمام اتفاقات روزمره زندگیم را برای همه بازگو کنم و به من پیشنهاد میکند تنها با راهنما آنهم به صورتی که. خارج از اصول الانان نباشد عنوان رده و صادق باشم
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#4
خوب به نظر من سوال اینگونه هست که از کجا شروع به گفتن بکنیم؟ من خودم از مثبتها و یا اشتباهات کوچک شروع به گفتن یا نوشتن میکنم چون مطمئن هستم که بیماری من هر لحظه آماده است تا به  من حمله ور شود. پس من باید ترس را کنار بگذارم چون کسانی که در این انجمن به حرفهای من گوش میدهند تجارب من را داشته اند پس من نه باید ترس از قضاوت داشته باشم و نه احتیاجی به تایید شدن.
و لازمه بهبودی هم گفتن و نوشتن است که دعا میکنم همه به این شهامت برسن.

 
پاسخ
#5
من اول ار مثبت هام شروع میکنم سعی میکنم حتی درقدمها هم همون دید مثبت رو بکارببرم بامثبت هام داشته هام رو می بینم و فکرنمی کنم که همش خطا بوده بعد از رنجش های کوچیکم حرکت میکنم راهنمامو می سنجم چون هنوز من نمی تونم اعتمادکامل کنم برخوردشو همه جوانب رو تا بتونم به اون اعتماد کنم نمی تونم بی گداربه آب بزنم بعد آرام ٬ آرام راه برام هموارمیشه و میتونم به خودم وراهنمام اعتماد کنم یعنی بعداز مراحل اول متوجه میشم که اینجا گذشته نیست اینجا انسانی که درکنارمن هست انسانی هست که تجارب مثل خود من داره ونیازی به ترسیدن ووحشت از قضاوت ندارم اینجا احتیاج به تایید هیچکس جز خداوند ندارم واینجا جایی هست که عشق اماده شده که کشتی زندگی منو که درطوفان درهم شکسته دوباره تعمیرکنه و دریای متلاطم دلم را آرامش ببخشه ورهایم کنه از هرچه که تا به امروز دست وپای منو بسته و از تعادل خارجم کرده و دوباره برگردم به خودم وامید دوباره زنده بشه .
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  28- چه چیزی را رها کرده ام؟ اگر قدم پنجم را تکمیل کرده ام چه احساسی دارم؟ آیا چ mehdiast 4 3,550 2014-11-29، 02:30
آخرین ارسال: sabor
  26- راجع به ترس چه چیزی یاد گرفته ام؟ راجع به صداقت؟ راجع به اعتماد؟ راجع به پذ mehdiast 4 4,841 2014-11-29، 02:26
آخرین ارسال: sabor
  25- در انجام این قدم پنجم، چه چیزی راجع به ماهیت واقعی اشتباهاتم آموخته ام؟ mehdiast 4 3,483 2014-11-29، 02:24
آخرین ارسال: sabor
  24- می توانم زمانی را به خاطر بیاورم که کسی یک خطا یا اشتباه را به من اعتراف کر mehdiast 4 3,217 2014-11-29، 02:23
آخرین ارسال: sabor
  20- چطور اعتراف خطاهایم به دیگران توانایی مرا برای دیدن خودم افزایش می دهد؟ mehdiast 4 3,662 2014-11-29، 02:17
آخرین ارسال: sabor

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان