ارسالها: 179
موضوعها: 15
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
62
من با تجارب تلخ گذشته وجنگیدن های مداوم در زندگی ودرنهایت نه تنها نتیجه نگرفتن از این جنگ ها بلکه آشفتگی و از هم پاچیدگی بیشتر درزندگی خود واهالی خانواده ام تا درجه ای که زمام امور زندگی از دستم خارج شد وارد برنامه شدم در آن زمان سرگردان بودم وفکرمیگردم که همه چیز نابود شده است نتیجه سالهازندگی وتلاشم خاکسترشده یعنی به یک پوچی واقعی رسیده بودم در برنامه من آموختم که من فقط سهم خودم را بایذ انجام بدم وبقیه را به خدا بسپارم یعنی جایی که عقل وشعورم دیگر یاریم نمیکند یعنی از حدمن خارج است پس باید رها کنم وبه خودش بسپارم امروز من بافراگیری این مطلب در زندگیم آرامش دوباره پیداکردم و امید از دست رفته رادوباره بدست آورده ام .
ارسالها: 30
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
رها کردن برای من بسیار مشکل بود چون معنای ان را نمیدانستم برای من که فردی هستم بسیار وابسته در انجمن یاد گرفتم که منیت را کنار بگذارم باید از باتلاق فکری که برا ی خودم درست کرده بودم نجات پیدا کنم از سکوی خداوندی پایین بیایم و کار را به کاردان بسپارم امروز برای من رها کردن یعنی از ذهن خارج کردن اما باعشق. یعنی فرصت دادن - کنترل نکردن -یعنی بار مسئولیت دیگران را به دوش نکشیدن -با رها کردن است که به ارامش خواهیم رسید.[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 30
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
رها کردن برای من بسیار مشکل بود چون معنای ان را نمیدانستم برای من که فردی هستم بسیار وابسته در انجمن یاد گرفتم که منیت را کنار بگذارم باید از باتلاق فکری که برا ی خودم درست کرده بودم نجات پیدا کنم از سکوی خداوندی پایین بیایم و کار را به کاردان بسپارم امروز برای من رها کردن یعنی از ذهن خارج کردن اما باعشق. یعنی فرصت دادن - کنترل نکردن -یعنی بار مسئولیت دیگران را به دوش نکشیدن -با رها کردن است که به ارامش خواهیم رسید.[img]images/smilies/heart.gif[/img]